این مطلب ۱۰ بار خوانده شده

دستهاي مهربان گروه جهادي، خانه پدر شهيد طالقاني را آباد كرد/ اينجا فيشهاي نجومي حقوق را خداوند مهر مي زند

گروه جهادي سپاه طالقان به ياري پدر شهيد آمدند و ديوار مخروبه خانه اش را از نو ساختند و آباد كردند، همان گروهي كه براي انجام كار در راه رضاي خدا نيازي به نامه نگاري هاي تبليغي ندارند و فيشهاي نجومي حقوقشان امضاء سفيد خداوند را دارد
نسخه مناسب چاپ

به گزارش روابط عمومی بسیج سازندگی البرز به نقل از گروه استانی «تیتریک»،اینجا روستای دیزان از توابع شهرستان طالقات است، خطه شهید پرور و انقلابی استان البرز، محلی که پدران و مادران شهید عصای روزگار پیری خود را برای حفظ اسلام و انقلاب تقدیم کرده اند. روستایی با صفا از توابع شهرستان طالقان در استان البرز ایران که ریشه در دامنهٔ رشته کوه های البرز مرکزی دارد و مردمی متدین و با ایمان دارد.

در میان کوچه پس کوچه های این روستا منزل پدر شهید رسول احمدی قرار دارد که نهر آبی از کنار دیوار آن می گذرد،نهری زلال که در آینه سینه اش، یادگاری های زیادی از کودکی های شهید رسول، دوران مدرسه و علم آموزی ها و راهی جبهه شدن هایش دارد.

آنقدر این نهر کوچک ولی خروشان، خود را به دیوار خانه شهید کوفت و رد شد که پایه های آن از رطوبت رو به ویرانی گذاشت، پدر شهید نیز که او را دایی اشرف الدین می خوانند و به مهربانی و صفا شهره است نیز، رنجور و دست تنها، مخروبه شدن تدریجی دیوار خانه اش را می دید و کاری از پیش نمی برد. 

شهید رسول احمدی ۱۷ ساله بود که به صورت بسیجی عازم جبهه های دفاع مقدس شد و در عملیات والفجر۴ میان منطقه پنجوین شهید شد و به لقاء پروردگارش رسید، ابتدا پیکر پاکش مفقود بود و پس از سالها چشم انتظاری که پدر و مادر متحمل شدند، پیدا شد و به وطن بازگشت و در دل روستا مأوا گرفت.  رسول تا دوم نظری درس خواند و کمک حال پدر بود که پینه های دستش به شغل شریف کارگری حرمت می داد، دایی اشرف الدین ثمره زندگی و امید روزهای پیری اش را راهی جبهه کرد تا اسلام و انقلاب در امان بماند. نفوذ آب نهر جیرین جو به منزل مسکونی دایی اشرف الدین و سست شدن دیوارهایی که هر آن امکان ریزش آن می رفت، با پیگیری های دهیاری و کمکهای فرمانده گروه جهادی سپاه طالقان عملیاتی شد و طرح باز سازی این بخش از خانه شهید ریخته شد.  هزینه ها فراهم و کارهای اجرایی یکی پس از دیگری حل شد و گروه جهادی شامل ۱۵ نفر از بسیجیان کاردان و آماده به خدمت از راه رسیدند و مشغول بازسازی شدند.  در این قسمت از کار دیگر تنها خدمت مهم بود، روحانی و بسیجی و پایور خالصانه و بی هیچ چشمداشت مادی، بدون هیچگونه نامه نگاری های ابلاغی و تبلیغی، دست به دست هم دادند تا دیوارها از نو بنا و نهر هدایت شود و با آبادی خانه لبخند بر لبان پدر شهید بنشیند. دایی اشرف الدین خوشحال است از اینکه اگر امروز پسر رشید را در کنار خود ندارد تا باری از روی دوشش بلند کند ولی، شیر پسرانی دارد به نام گروه جهادی که همان روحیه خلوص و از خودگذشتگی رسول و دیگر رزمندگان دفاع مقدس را دارند. پدر شهید می داند که هر زمان نیاز به کمک داشته باشد، پسران جهادی اش کوتاهی نخواهند کرد.....

گروهی که هیچ کاری را بالاتر از خدمت به خلق خدا برای کسب رضای خدا نمی دانند، آنها دستهای مهربان دارند که همیشه یا با فقر و محرومیت مقابله می کند و یا اسلحه به دست می گیرد و مدافع خاک و ناموس است. فیشهای نجومی حقوق این افراد را خداوند سفید امضاء کرده است.................

دسته بندی اقشار: 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.