۱ خوانده
مترجم : سرهنگ سیامک هنرجویی

تفکری درباره تحول در امور نظامی

این مقاله درباره نحوه تفکر دگرگونی در امور نظامی در گذشته و ثبت نتایج و رویدادها برای زمان آینده، ما را راهنمایی می­ کند و هدف آن آشکار نمودن تأثیر ، توضیحات و تفاسیر، نظرات و اظهارات و افکار همکاران در ایجاد تحول در امور نظامی می­ باشد.
نسخه مناسب چاپ

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه امام حسن مجتبی (ع) استان البرز ، دراین اثر آمده است : در میان استادان امور دفاعی، جمله تحول در مسائل نظامی (RMA) یک جمله جالب توجه و به روز است. دنیس شولتر در جدیدیترین همایش خود که مورد توجه هم واقع شد به جای لغت (TQM) به معنای مدیریت کیفیت جامع به لغت RMA اشاره کرد. واژه گزینی (TQM) از انتخاب اول چند واژه دیگر انجام گردیده و مدیریت کیفیت جامع TQM در بخش­های مختلف از نیروهای مسلح انجام می­ گیرد. یکی از تردیدهایی که خیلی از افراد بر آن حساسیت دارند جزئیات ثبت وقایع تاریخی است ممکن است تغییر در ثبت آن­ها به تفکر درباره تغییر در ارتش و تازه اندیشی و نوآوری کمک­هایی کند. در همین حال باید بپذیریم که حوادث نظامی اخیر موجب ارائه پیشنهاد و تغییرات عظیم در فناوری، سلاح، مواد، مفاهیم رهبری و هدایت جنگ در قرن آینده شده است. اولین وقایع نگاران به نسبت کم در دگرگونی نیروهای نظامی کار کرده بودند. مایکل روبرتس Michael Roberts در سخنرانی افتتاحیه دانشگاه کوئیس بلفاست در سال ۱۹۵۵ نظریه دگرگونی در نیروهای نظامی را مطرح کرد. پس از آن تا سال ۱۹۹۱ توجه بر روی تحول در نیروهای نظامی متمرکز شد. در قرن ۱۶ و اوائل قرن۱۷ وقایع نگاران جدید مباحثی را در مورد چگونگی تحول در نیروهای نظامی مطرح کردند که اگر چنین تحولی صورت گیرد، این دگرگونگی چه موقع و به چه شکل اتفاق می­افتد این مباحث تا نیمه قرن ۱۸ ادامه داشت هرچند که مورخان مسائل نظامی به دیگر مواردی همچون نوآوری، بهره­ وری، قابلیت انطباق، رفتار سازمانی یا جزئیات حرف ه­ای تاریخ جنگ تمرکز کردند. مورخان معاصر توجه چندانی به تحول در امور نظامی نداشتند. در انجمن تاریخ ارتش امریکا ، جلسه مارس ۱۹۹۱ که استقبال شایانی هم از آن شد نظر کلیفورد راجرز Clifford rogers این بود که فقط یک تحول صورت نگرفته بلکه از قرون وسطی یک دوره دگرگونی آغاز شده و ادامه دارد که ممکن است از اوائل قرن چهارم شروع و تا اتمام قرن حاضر به پیش رود. جهت بررسی واقعی هر موردی از تاکتیک­ها و تهدیدات ادوارد در عملیات­های بیلتزکریگ Biltzkrieg بدون تعجب تعجیل در تحقیق علوم نظامی گرفت، در آن بررسی روشن شد آنچه که ما تحولات در امور نظامی می­ نماییم چه بوده است. در واقع هنوز مطالب مهمی برای RMA ثبت نشده، پژوهش­های جزئی در این مورد تا کنون جنبه گزارش رویداد و تفاسیر را دارد که آن هم ممکن است منحرف کننده باشد، وی گفت در همایش اخیرم یک لیست از دگرگونی در مسائل نظامی و انگیزه­هایی که موجب به وجود آوردن این تحولات در امور نظامی شده ارائه نمودم گرچه این فهرست شامل تمام موضوعات نیست، ولی در ثبت وقایع آن ابهامات و آمیختگی مشخص شده است. ردیف زمان تحول موجبات شکل ابتکار نوع تحول و دگرگونی ۱ قرن ۱۴ تهیه تیر و کمان دستی تغییر در فرهنگ جنگ ۲ قرن۱۵ اختراع باروت تغییر در فناوری، مسائل مالی ۳ قرن۱۶ ایجاد قلعه سازی تحول در معماری و مهندسی رزمی ، مسائل مالی ۴ قرن۱۷(۱) اصلاحات در روش جنگی هلندی ، سوئدی تحول در روش جنگی و ، نحوه سازماندهی و تحول فرهنگی ۵ قرن۱۷(۲) اصلاحات در روش جنگی فرانسه تحول در روش جنگی،نحوه سازماندهی وسیستم اداری در ارتش ۶ بین قرن ۱۷ و ۱۸ جنگ دریایی سیستم اداری ، سیستم اجتماعی ، سیستم اقتصادی و فناوری در ارتش ۷ قرن۱۸(۱) تحول اقتصادی در انگلیس تحول در سیستم اقتصادی ، سازماندهی و بین جنگی ۸ قرن۱۸(۲) انقلاب فرانسه انقلاب عقیدتی و ایجاد تحول اجتماعی ۹ بین قرن ۱۸و۱۹ انقلاب صنعتی تحول اقتصادی ، فناوری ، سازماندهی و تحول فرهنگی ۱۰ قرن ۱۹ جنگ داخلی آمریکا تحول در جهانبینی ، فناوری ، سیستم اداری و تحول عملیاتی ۱۱ اواخر قرن ۱۹ جنگ دریایی تحول در فناوری، سیستم اداری و تحول در فرهنگ جنگ ۱۱ بین قرن ۱۹ و قرن ۲۰ تحول در امور پزشکی و بهداری تحول در فناوری و سازماندهی ۱۱ قرن۲۰(۱) شروع جنگ جهانی اول ترکیب سلاح­ها، روش­های جنگی، تفکر نظامی ، فناوری ، تحول ملی ۱۱ قرن۲۰(۲) جنگ بیلتزکریگ تحول در روش جنگی ، تحول در عملیات­ها، تفکر نظامی و تحول در سازماندهی ۱۱ قرن۲۰(۳) تحول در ترابری نظامی تحول در تفکر نظامی و بینش جنگی ، تحول در فناوری و عملیات­ ها ۱۱ قرن۲۰(۴) پیدایش هواپیمای جنگی استراتژیک و دوربرد تحول در فناوری، تحول در بینش و تفکر جنگی، تحول در روش جنگی و فناوری ۱۱ قرن۲۰(۵) جنگ زیردریایی ها تحول در فناوری، تحول علمی و روش­ های جنگی ۱۱ قرن۲۰(۶) عملیات آب خاکی تحول در بینش و تفکر نظامی، روش جنگی و عملیات ۱۱ قرن۲۰(۷) اهمیت سازمان اطلاعات تحول در بینش و تفکر نظامی، تحول در تفکرات سیاسی و جهان ­بینی ۱۱ قرن۲۰(۸) پیدایش سلاح هسته­ای تحول در فناوری ۱۱ قرن۲۰(۹) جنگ­های مردمی و ملی تحول در جهان­ بینی این لیست پیشنهادات، اهدافی را بیان می­کند، اول ایجاد اشتیاق برای تشریح دگرگونی در مسائل نظامی که پیش رو است، مانند فناوری که نشان می دهد ثبت پیشنهادات تغییرات علوم فنی در گذشته، نسبتاً جزیی کوچک در این معادله است. به علاوه اینکه تاریخ نظامی ۸۰ سال اخیر نشان می­دهد در خیلی از موارد نیروهایی با فناوری کمتر در جنگ­ها پیروز شده­اند. با توجه با سابقه تاریخی لیست مذکور بازگو کننده این عنصر اساسی است، که تحولات در امور نظامی ماهیتاً مهندسی بوده­ اند. برای مثال در یک ارزیابی واقع بینانه از جنگ گذشته، در رخنه­ ای که در منطقه میوز meuse انجام گرفت علت برتری آلمانی­ها عبارت بود از روش ترکیب سلاح­ها، که خود نشأت گرفته از تمجید واقع گرایانه آن­ها از نبرد قبلی بوده، حریف آنها چنین راهبردی را نداشت، در حقیقت فقط یک مثال در آن لیست تحولات ممکنه امور نظامی در حوزه فناوری است: سلاح هسته­ای اما تا این زمان بعضی از ابهامات در مورد کاربرد موثر سلاح هسته­ ای وجود دارد که این سلاح، اسلحه ­ای کاملاً سیاسی است مگر وقتی که برای اولین بار در برابر ژاپنی­ ها استفاده گردید و خارج از رقابت بر سر قدرت سلاح­های اتمی ماهیت تسلیحات جنگی را تغییر نداده است. در نتیجه آنچه در تاریخ ثبت شده دلالت بر این دارد که دگرگونی در فناوری فقط جزیی از تحول است و اغلب این نقش نسبتاً کم اهمیت می­باشد. ثانیاً، نظراتی که مورخان و دیگر استفاده کنندگان در مورد اصطلاحات تحول در امور نظامی ثبت می­ کنند باید دوباره مورد مطالعه قرار گیرد تا یک زنجیره از عقاید در مورد دگرگونی که در طول تاریخ غیرعادی جلوه می ­کنند دچار برآورد اشتباه نگردد و مجموعه­ای از واکنش­های مهم را ایجاد نکند. مطالعه مدارک جاری نشان می­ دهد که مجموعه ­های مجزا، واجد تحول هستند که می­توان آن را تشخیص داد و از این رو به سادگی آن را مدیریت کرد. تحولات نظامی به هر حال مدارک به ویژگی­ های دیگری ما را راهنمایی می­ کند. به نظر می­ رسد که دو پدیده متفاوت تاریخی دست اندر کار در تغییر اساسی و نوآوری می ­باشد. اولین پدیده را می­ توان، تحولات نظامی نامید. این انقلاب از آنجایی که ماهیت تسلیحات نظامی غرب را دستخوش تغییرات زیادی قرار می­دهد از اهمیت زیادی برخوردار می­ باشد. به نظر می­ رسد که چهار انقلاب نظامی وجود داشته باشد که دو مورد آن به طور همزمان اتفاق افتاد. اول پیدایش کشوری با ملت واحد بر اساس سازماندهی و انضباط قدرتمند نظامی در قرن هفدهم، انقلاب دوم و سوم صنعتی و انقلاب فرانسه که به طور همزمان در سال­های ۱۸۱۹-۱۷۸۹ شروع شد و چهارم جنگ اول جهانی در سال ۱۸-۱۹۱۴ . ما این وقایع را مانند زمین لرزه­ هایی در دوران مختلف زمین شناسی تشبیه می­ کنیم. این مسائل تغییراتی را در ساختار سیستم­های سیاسی، اجتماعی و عرصه­ های فرهنگی پدید می­ آورد به طوری که این تغییرات به اندازه­ای عظیم است که غیر قابل جلوگیری، غیر قابل پیش­ بینی و از همه بالاتر فراموش نشدنی هستند. در نتیجه آنهایی که انتظار دارند تحولات اطلاعاتی با خود تغییرات اجتماعی و فرهنگی به وجود آورد، اگر حرفشان درست باشد، متوجه این امر خواهند شد که جهت عواقب و دلالت­های ضمنی چنین انقلابی اکثراً، هم برای جامعه و هم برای ارگان­های نظامی غیرقابل پیش ­بینی است. همچنین تحولات نظامی قالبی نو به ماهیت جامعه، حکومت ها و همچنین ارگان­های نظامی بخشید از این طریق تحولات نظامی ظرفیت حکومت­ها را دست خوش تغییر می­ کند که می­ تواند قدرت نظامی خود را تمام و کمال ارائه دهد و اجازه تخریب و کشتار مردم را به طور کامل به ارتش بدهد. به علاوه تحولات نظامی جایگزین هم نمی­ شوند بلکه همدیگر را پوشش می­ دهند. در نتییجه حتی اگر تمام تکنولوژی روز در اختیار ارتش عراق قرار گیرد کمکی به آن­ها در زمینه جنگیدن مستدام و مستحکم در میدان نبرد نخواهد کرد زیرا جامعه عراق هیچ­گاه سازمان مدرنی نداشته و رژیم عراق توانایی این را ندارد که مثلاً شور انقلاب فرانسه را در مردم خود القاء کند. از سوی دیگر جنبش کمونیست­ های ویتنام که با یک شور انقلابی و الگوپذیری از انقلاب فرانسه در وحشت از نفوذ فرهنگ بیگانه به سر می­ برد از دو قدرت غرب شکست خورد. این چهار تحول نظامی حاکی از چند مسئله می ­باشد. انقلاب قرن هفدهم اساس حکومت و نظام مدرن را پایه گذاری کرد، تا آن موقع نیروی زمینی و دریایی در دسترس و نظارت حکومت مرکزی نبودند. دولت مرکزی اغلب به افراد حقوق نمی ­پرداختند و آن­ها مبادرت به چپاول و تاراج می­ کردند. نتیجه این عمل موجب سی سال جنگ ویرانگر بود که آلمان کاملاً ویران شد و شهر آنتورپ Antwerp واقع در شمال کشور بلژیک توسط سربازان اسپانیایی یاغی که حقوق آنان پرداخت نشده بود به تاراج و یغما رفت. به این شکل سیاست اسپانیا در کشور هلند تضعیف شد. عملکرد سربازان اسپانیایی انعکاس دو حرکت نافرمانی سربازان و ناتوانی حکومت به پرداخت حقوق آنان است. در انقلاب قرن هفدهم سازمان­های نظامی بر مبنای تفکر ماکیاول Machiavell، نه فقط به صورت قانونی تحمیل شد بلکه هم از لحاظ مدنی و هم از لحاظ نظامی ، قوانین وضع شده پاسخگو نبود. همانطوری که در قرن هفدهم مقالات سوئدی به روشنی نوشتند سربازان زمانی حفاری میکردند و کانال می­ زدند که به آن­ها گفته می­ شد حفاری کنند، مفهومی که هیچ­گاه در قرون وسطی با نظام عجین نبود در واقع بعد از قرن هفدهم اطاعت سربازان معنی پیدا کرد. در ابعاد وسیع­ تر، ارگان ­های نظامی که در اروپای قرن هفدهم دایر شد هم در میدان نبرد در امور مدنی کارآمد بود زیرا این ارگان­ها جوابگوی نظام اداری بودند. زمانی که حکومت در جمع آوری مالیات توانایی داشته باشد، می­ توان سربازان را با یک نظم پایه ­ای تربیت کند و در نتیجه از آن­ها نگهداری و تعمیر، انضباط در رزم و پادگان را بخواهد. با این که رابطه بین دولت و ارتش باعث به وجود آمدن نظم و استحکام در ارتش­ های غربی و یا مانند آن مانند ژاپن و هند شده، ولی تاریخ آمریکای جنوبی و اکثر مناطق جهان سوم نشان می­ دهد رابطه سیاسی بین دولت و نیروهای نظامی لزوماً همیشه رابطه­ ای حقیقی نبود. انقلاب فرانسه ضوابطی برای یک بسیج اقتصادی، علمی و منابع انسانی را جایگزین این تفکر کرد و توانست ایدئولوژی و ملی­ گرایی را به معادله جنگ در غرب آورد و غضبی که از این ترکیب به وجود آمد جرقه ۲۵ سال جنگ (انقلابیون فرانسه و جنگ­های ناپلئون) و همچنین ۳۰ سال جنگ در آلمان را مشتعل ساخته و دولت مردان فرانسوی با اشغال خارجی­ ها که برگرفته از سیاست ضعیف خودشان بود مخالف بودند با اعلان بسیج عمومی در سال ۱۸۷۹ که به زبان فرانسوی levee mass (یا دیوار مردم) نامیده شده اختیار اموال مردم را در دست گرفتند. نتیجه آن بود ، که کمتر از یک سال ارتش فرانسه ۳ برابر شد. اگر چه کارایی رزمی آن­ها در مقابل با یک واحد نظامی کمتر بود و تلفات بیشتری می­ دادند ولی همچنان مثل یک لشکر نظامی قرن هجدهم می­ جنگیدند. همانطوری که کلاوس ویتز نوشته clausewitz جنگ جزء مسئولیت­ها مردم است و جنگ مشغله ملتی ۳۰ میلیونی بود که همه خود را شهروندان این مملکت می­ دانستند و به صورت ناگهانی شروع می ­شود. مردم به جای دولت­ ها و ارتش­ ها در جنگ شرکت می ­کنند همچنین تا به آن زمان اهمیت به سزای ملت در توازن جنگ پوشیده بود. منابع اقتصادی و تلاش­ ها شرایط برای رفع تمامی محدودیت های متداول را فراهم کرد دیگر چیزی جهت عزم و قصد راه­اندازی جنگ مانع نبود و در نتیجه رقبای فرانسه با خطر بسیار بزرگی روبرو شدند. تنها وقتی که رقبای فرانسه موفق به جنگیدن بر اساس منابع مالی و انسانی شدند فرانسه ابهت و عظمت خود را از دست داد. با این حال نمونه انقلاب فرانسه، در مبارزه جنگ داخلی آمریکا و همچنین کمی بعد در دو جنگ جهانی اول و دوم تقلید شد. انعکاس انقلاب فرانسه در دور دست ها موجب جنگ در شبه جزیره هند و چین (کامبوج، ویتنام و لائوس) گردید که در آن جنگ، مردم در برابر فرانسه و سپس آمریکا جنگیدند. همزمان با انقلاب فرانسه اولین صحنه ها در ایجاد انقلاب صنعتی در انگلیس در حال تکوین بود. آن انقلاب موجب تعویض بنیاد یک اقتصاد سالم شد و باعث گردید که ثروت در دستان رهبران سیاسی قرار گیرد. انقلاب صنعتی هیچ­گونه فناوری نظامی جدیدی به سربازان انگلستان ارائه ننمود، حتی می­ توان گفت که ارتش انگلیس در مقابل با ارتش فرانسه واپس­ گرایانه­ تر ظاهر شد اما در حالی که انقلاب صنعتی انگلیس تأثیر بسیار کمی در ارتش ناپلئون در میادین نبرد داشت، در انگلیس بستر ساز منابع اقتصادی انبوه برای دولت آن کشور شد و این بستر سازی باعث شکل گیری ارکان­های نظامی در انگلستان شد که نهایت ناپلئون را در هم شکست. اولین تأثیر انقلاب صنعتی در رزم ترکیب تفنگ­ های فتیله­ ای خان­دار، تلگراف و کشتی بخار با روش­های جنگی در انگلستان و فرانسه بود که که این ترکیب موجب پیروزی بر روس­ها، که از انگلیس و فرانسه قوی­ تر بود گردید. هیچ­کدام از دو طرف مایل نبودند که از احساسات ملی مردم خود که جریحه­ دار شده بود استفاده کنند. در جنگ­های داخلی آمریکا (شمال-جنوب) ترکیب سودمند فناوری مانند راه ­آهن-کشتی بخار، تفنگ خان دار، توپخانه و تلگراف با شور انقلابی و هیجانات مردمی مانند وضعیتی که در انقلاب فرانسه پیش آمد به همراه ثروت و دارایی انجام گرفت. در نتیجه جنگی شدید و وحشتناک با ترکیبی از سه تحول نظامی مذکور به مدت ۴ سال طول کشید. انقلاب صنعتی موجب تشکیل حکومت ملی قدرتمند و جامعه­ ای پویا شد که با استفاده از منابع فوق­ العاده سلاح­های جدید را ایجاد کرد. در جنگ جهانی اول ترکیب خیلی از این دگرگونی­ ها موجب خلق روش­ های مهلک و مرگ ­آور شد اما این راه موجب درگیری شدید و از بین رفتن اصول و نهایتاً نتیجه اجتماعی آن تعادل و آرامش قوی در سیاست و اقتصاد غرب بود. نتایج سیاسی جنگ، انجام این مذاکرات بود که تا پاییز ۱۹۸۹ پایان یافت در میان همه دگرگونی­ ها در امور نظامی باید به جنگ جهانی اول توجه خاص شود زیرا بیشترین تحولات نظامی در این دوره صورت گرفته. ترکیب جنگ ­افزارها که عملی پیچیده بود در این دوران به وجود آمد. همچنین ایجاد روش­های مختلف جنگی، راهبرد بمباران هوایی، جنگ گسترده زیردریایی، عملیات­ های جابجایی، حمل و نقل و حتی جنگ آب خاکی هم در این دوره به وجود آمد. در واقع ذهنیت آن سلاح ­ها، فناوری و روش­ های جنگی، برداشتی کلی جهت آینده ایجاد می­ کرد. شاید بهترین راه برای بیان این نکته این است که در نظر بگیریم که یک فرمانده گردان آلمانی و انگلیسی از جنگ تابستان ۱۹۱۸ باید می­ فهمید که برداشت­ های حاصله از این جنگ بنیاد و اساس جنگ ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ و حتی جنگ ۱۹۹۱ را تشکیل می­ داد. یک فرمانده گردان در سال ۱۹۱۴ کوچکترین اطلاعی از آنچه در سال ۱۹۱۸ اتفاق افتاده نداشت ، اما چگونه در آن دوره­ چهارساله مسائل نظامی به آن شدت تغییر کرده بود؟ تحولات در امور نظامی حال این سوال مطرح می­شود ، متخصصین امور نظامی چه برداشتی از تحولات بزرگی که از قرن هفدهم میلادی تاریخ غرب و جهان را لرزانده باید داشته باشند؟ احتمالاً برداشت چندانی نخواهد داشت. در بهترین حالت اگر تشخیص اتفاقات را داشته باشند می ­توانند در شرایط طاقت فرسا و دشوار خود را تطبیق دهند. تاریخ نمایانگر هیچ­گونه پدیده کوچکی که بتوان آن را تحول در امور نظامی نامید نمی­ باشد. در این وضعیت نشانه اساسی وجود دارد که حاکی از آن است، فرهنگ یا سازمان نظامی مناسب می ­تواند دارای فوائد قابل توجهی باشد. اگر تحولات در ارتش را به یک زمین لرزه تشبیه کنیم، می­ توان تحول در امور نظامی را مثل پس زمین لرزه دانست. در مدت پیش­رفت تدریجی ، مداوم و توسعه تحولات نظامی ، سازمان­های نظامی باید متوجه تغییرات بنیادی در سیاست ، اجتماع و نظام باشند. سازمان­ های نظامی ضمن نو آوری، تحولات را با تغییرهای بنیادی تطبیق می­ دهند. در بعضی از موارد پیش ­آگهی تغییرات تحول ­زا مشخص است. تحولات در امور نظامی وابسته به ترکیبی از اشکال صف آرایی، اجتماعی، سیاسی، سازماندهی و یا حتی تغییراتی در فناوری است که در مفهومی جدید در برگیرنده جنگ است. در آن زمان این شکل تفکر به ندرت معلوم و آشکار می­ شد، حتی تاریخ نگاران با دستیابی به مستندات به سختی نشان ه­ایی از این تفکر یافته و به بازسازی این مفهوم پرداختند. نتایج میدان نبرد نشان داد که کدام سازمان­ های نظامی در سازگازی با محیط، ابتکار و عملکرد بهتری دارند. قبل از ادامه بحث ما می­خواهیم بررسی کنیم که رابطه تحولات در امور نظامی با پدیده ­ها بزرگتر از انقلاب نظامی چگونه است؟ جدول دگرگونی در امور نظامی ردیف عنوان تحول نوع تحول و ابتکار تحولات تکان دهنده نظامی تیرو کمان دستی، استراتژی ادوارد،اختراع باروت و قلعه سازی تحول و دگرگونی نظامی ایجاد کشورهای مدرن در قرن هفدهم Direct and apeter shocks اصلاح روش جنگ سوئد و هلند ، اصلاحات در سازماندهی و روش جنگی فرانسه ، تحول در امور دریانوردی ، تحول اقتصادی در انگلیس تحولات تکان دهنده نظامی اصلاحات در ارتش فرانسه Direct and apeter shocks اقتصاد ملی و سیاست بسیج توده­ ها ، روش جنگی ناپلئون ، اقتصاد و قدرت­ ها بر اساس قدرت صنعتی، تحول در فناوری جنگ مثل راه­ آهن­ها، تفنگ ­ها و قایق­ های بخار تحولات تکان دهنده نظامی انقلاب ماهیگیر(۱۹۱۴-۱۹۰۵) تحول جهانی جنگ جهانی اول Direct and apeter shocks ترکیب سلاح­ ها ، بیلتز کریکBlitz Krieg، راهبرد بمباران ، ترابری نظامی ، نامحدود بودن جنگ زیردریایی ­ها ، عملیات آب خاکی ، اطلاعات، جنگ اطلاعات ۴۵-۱۹۴۰ ، پنهان کاری تحولات امور نظامی از جنبه ­های متعدد و جالب تاریخی برخوردار است. اولاً بیشتر دگرگونی­ ها در امور نظامی حتی در زمان جنگ برای شکل­ گیری به زمان زیادی نیاز دارند و دگرگونی ­ها در امور نظامی زمان صلح، حتی در قرن بیستم چند دهه زمان برده ­اند. نکته بحث برانگیز احتمالی این است که " چنین مفاهیم و توانمندی­ هایی که زمان زیادی جهت شکل­ گیری لازم دارند را چگونه می ­توان انقلابی نام نهاد، همچنین مسئله نقطه ­نظر و دیدگاه هم در این میان مطرح است مثلاً رویداد­هایی که در سال ۱۹۴۰ در میوز اتفاق افتاد بدون شک برای فرانسه و انگلیس انقلابی به نظر می­ رسیدند. سیاست و توانایی­ های آلمان که موجب انهدام قوای متفقین در جنگ فرانسه شد، از نظر آلمانی­ ها انقلابی به نظر می­ رسید. علاوه بر این آنچه که برای آن­ها روشن بود آن است که در آن زمان که این جنگ­ ها صورت می­ گرفت چه تفکری حاکم بوده. برای مثال خیلی از افسران آلمانی در می ۱۹۴۰ موفقیت خود را به تعصب و تندروی جهان­ بینی نازیسم نسبت می­ دادند که به آن­ها جنگ با تمام قوا را القاء می­ کرد. بعضی از آن­ها به این دیدگاه مشروعیت می­ دادند و معتقد بودند آلمان­ها در بارور سازی این دیدگاه باید پافشاری کند. علی­رغم تلفات و خسارات و کشته زخمی و اسارت بالای ۷۰% در منطقه میوز، هدایت یگان­های آلمان خوب انجام گرفت خلق دگرگونی نظامی در زمان کاملاً مشکل است تحول ترکیب سلاح ­ها در زمان جنگ جهانی اول موجب گسترش نادرست استفاده از آتش توپخانه غیر متمرکز و روش­های جنگی پیاده نظام که بر آتش و جابجایی نفرات تکیه داشت موجب به وجود آمدن قتل عام در سال ۱۹۱۷ ، بعد از ۳ سال آموزش گردید. جزئیات این دگرگونی در زمان شدت جنگ فرانسه و انگلیس در سال­هایی که با هم مشکل داشتند به طور کامل مشخص نیست. یک عرف و سنت زشتی که در جنگ جهانی اول مرسوم بود حالات سردرگمی و ابهام جهت مقابله با مشکلات سیستم و نظام است، تا سال ۱۹۸۰ که مورخان با بررسی جنگ ۱۸-۱۹۱۴ به گره گشایی واقعی از مشکلات پرداختند. اگر تطبیق با مشکلات در زمان جنگ کار سختی است همین عمل در زمان صلح کاری بغرنج است، ابتکار و نوآوری به یک کابوس تبدیل می­ شود. مایکل هواردMichel haward یک نظامی زمان صلح را به یک جراح تشبیه می­ کند که بدون سابقه جراحی بر روی بیماران و برای یک سری اعمال جراحی که زمان وشرایط آن مشخص نیست تلاش می­ کند در زمان خاص بتواند زندگی بیماری را نجات دهد. در عوض باید او یک اعتماد کامل به آنچه خوانده و دانسته ­های غیر دقیق و ناکامل داشته و الگوهای نادرست و ناقص را نیز مدنظر داشته باشد. شباهت سازمان­ های نظامی باهم وظیفه گرایی آن­هاست که وضعیتی طاقت فرسا را ایجاد می­ کند. که بسادگی نمی توان آن وضعیت را در زمان صلح تکرار کرد. آن­ها (سازمان­های نظامی) اغلب منابع محدودی جهت آماده شدن و ادامه این مطلب دارند. با این حال بررسی ­ها و ثبت وقایع نشان می­ دهد در مبارزه و جنگ آلمان در مقابل با ارتش­ های اروپای غربی در سال ۱۹۴۰ ، برخی از سازمان­ های نظامی موفق تراز بقیه بودند. نتایج حاصله از این تحقیق هم ارزش بوده و آنچه بیشتر از همه بر آن اتفاق نظر می­ باشد نشانه­ هایی از یک دگرگونی در امور نظامی داشت. نتایج بیان می­ کند که نیاز آمریکا به ایجاد روش اصلاحات و فرهنگ دگرگونی در آینده مسائل نظامی چه بوده. مورخان در مورد سازمان­ های نظامی که بر روش­ های جنگی قدیمی تمرکز داشته و در نتیجه برای جنگ آینده با مشکل اساسی مواجه هستند، تمایل به بحث دارند. برای نمونه در حالی که ارتش سنتی و قدیمی آلمان با تکنیک حمله رعدآسا در حال جهش به سوی آینده بود، انگلیس و فرانسه در جنگ جهانی اول به علت تمرکز به تاکتیک ­های جنگ شکست فلاک باری خوردند. طولی نکشید رایش­ ها زیر نظر رئیس ستاد و دومین رده فرماندهی ارتش ،ژنرال هانس ون سسکت Hans van seckt در ۵۷ کمیته آموزشی سازماندهی شدند در حقیقت آنچه اتفاق افتاد، دقت بر جزئیات رزم طاقت فرسای ۱۹۱۸ بود. او از آن­ها پاسخ خواست : بررسی مختصر تجربیات جنگ و اهدافی که متعاقب آن وجود داشت. * چه موقعیت­ هایی در جنگ ایجاد شد که قبلاً بررسی نشده بود؟ * رفتار سازمانی به ویژه در قبل از جنگ جهانی دوم چگونه در آمادگی رزمی ارتش موثر بوده؟ * چه درس­های جدید از استفاده جنگ­افزارهای جدید در جنگ گرفته شده ؟ * چه مشکلات جدیدی در جنگ پیش رو بوده ، که هنوز راه حلی برای آن پیدا نشده؟ هدف مهم سسکتSeeckets از آخرین سوال روشن شدن اهمیت یک بررسی دقیق در مورد استفاده آلمان­ ها از رویدادهای نظامی جدید و همچنین هدف دیگر آن تغییر تفکر در مورد جنگ آینده. علاوه بر این حال و هوای این امتحان وابسته به یک نوع طرز فکری که در لودن دورف Luden dorppدر خاطر ارتش از خط مقدم جبهه اظهار می­ دارد بود که می­ گفت: ستاد نظامی می­ دانستند که من فقط میل به شنیدن نقطه نظر حقیقی آن­ها و عقیده واضحی در مورد شرایط واقعی رزم و نه یک خبر موافق نظرم در جهت اجرای دستورات می ­باشم. این عمل توسط ژنرال ورنر ون فریتشWerner von Fritsch و ژنرال لود و یک بک Ludwig beck کم قبل از اینکه دوباره به کار گرفته شود انعکاس شرایط دقیق میدان نبرد در سال ۱۹۱۸ بود. در سال ۱۹۳۲ به فاصله کمی از تاریخ قبلی هدایت ارتش توسط فرمانده و همچنین رئیس ستاد در جهتی قرار گرفت که شرایط واقعی ۱۹۱۸ را نشان دهد. سپس آلمان بر اساس آن تجربیات، یک روش منسجم دقیق و تکامل یافته را ایجاد کرد. آن زمان هیچ تحولی در مورد روش جنگی زره­ پوش­های آلمانی انجام نگرفت. عقلاً آن تانک­ ها جهت ایجاد چارچوب ترکیب سلاح­های بزرگتر مناسب بودند. در جنگ ۱۹۱۸ این مطلب موجب تجدید قوا با بهره ­گیری از تصمیم گیری غیر متمرکز و آتش و مانور بود. در واقع این رویه آزمایش و تحقیقی و دقیق درباره اتفاقات گذشته پایه­گذار معیارهای ارزیابی تمرینات و آموزش­ها در سیستم ارتش آلمان گردید. ارتش فرانسه چنین راهبردی که آلمان پیش­گرفته بود، بکار نگرفت. برای آنان تحقیق و آزمون در مورد رویدادهای گذشته صرفاً جهت توجیه آمال و اعتقاد ایشان صورت می­گرفت. به عبارت دیگر آن­ها نتیجه آزمون را از پیش می ­دانستند. وضعیت انگلیسی ­ها حتی بیشتر از این تنزل یافته بود. این روند تا سال ۱۹۳۲ که رئیس ستاد ارتش انگلستان فیلد مارشال لورد جرج فرانسیس میلنLord gerge francis milne با یک دیدگاه مناسب، آموزش دروسی را که از جنگ قبلی تجربه کرده بود ادامه داد. در حقیقت با این­کار جهت بررسی موارد جنگ جهانی اول حوزه گسترده­ای برای ثبت آموزش­های مناسب در کتاب­های دستور رزمی و آیین­نامه­ها ایجاد گردید. متأسفانه آن گزارشات به رئیس بعدی فیلد مارشال آرچی مونتگمری ماسینگ برد Archibald Montgomery – Massingberd احاطه گردید و او تمام تلاش خود را بررسی نقادانه و نکوهش گرانه مسائل متمرکز نموده و عملکرد ارتش را از سال ۱۹۱۸-۱۹۱۴ به صورت منفی و بد جلوه داد. اگر انگلیسی­ها تحول و دگرگونی مناسبی در یگان­های زرهی و جنگ مکانیزه به دست نیاورد به علت تمایل آن­ها به عیب­جویی بود. منتقدانی مانند جی-ات-سی­فولرJ.F.C fuller و بایسل لیدل هارت Basil liddel hart ز سرمداران این حرکت بودند. در حقیقت بیشترین ضعف انگلیس در جنگ­های سال ۱۹۴۲-۱۹۴۱ در جبعه شمال افریقا متأثر از بحث­های جی.اف.س.فولر J.F.C fuller که اعتقاد داشت گروه ­های زرهی بهتر است مستقلاً عمل کنند، بوده در اوایل ۱۹۴۰ ، نکات دیگری در مورد دگرگونی امور نظامی در جنگ زمینی به چشم می­ خورد. بررسی­ های اخیر نشان می ­دهد نظامی­ های فرانسوی نگرانی­های شدیدی از وضعیت رقت ­بار آموزش سربازان در مقابل آزمایش بزرگ ۱۹۴۰ داشتند. اگر واحد­های ارتش فرانسه مستقر در میوز Meuse پیرو اصول از پیش تعیین نشده بودند به احتمال زیاد پیاده نظام آلمان موفق به عبور از میوز Meuse نمی­ شد. سازمان­های نظامی که در زمان جنگ مرتکب اشتباه شدند، این مطالب را نمی­ پذیرند که مشکلاتشان مربوط به تفکر آن روز آن­هاست. این مطالب در نیروی هوایی انگلستان به طور کامل رد می­ کند و استدلال رهبران آنان این است که با وجود فناوری سطح بالا در آن روزگار ، نوع تفکر بر روی دادن اشتباه و ایجاد مشکل ربطی ندارد. در عملیات­ های هوایی جنگ جهانی اول، در مورد شالوده سیاست کلی جنگ، ساختار نیرو عملیات استخدام نیرو و مفهوم اینکه جنگ چه باید باشد پیشرفتی انجام گرفته که می­ توان آن را بررسی کرد. در جنگ جهانی دوم یک پیشنهاد مهم در مورد واحد بمب افکن استراتژیک انگلستان این بود که ازدحام و انبوه بودن این واحد عملی پر مخاطره و مضر است. مبحثی که از جنگ جهانی اول مورد مطالعه قرار گرفته ولی نتیجه آن مشخص نشد ، توان بمباران­ های استراتژیک و اثر آن­ها بر روی دشمن ملی بود. در بررسی­ های نیروی هوایی از سال ۱۹۱۸-۱۹۱۴ دو مطلب روشن شد: ۱- عملیات هوایی نیاز به برتری هوایی دارند و نبود بمب افکن­ها و هواپیماهای رهگیر موجب شکست عملیات­ها می­ شود. ۲- پیدا کردن هدف و هدف­گیری بجز در طول روز کاری بس پرچالش و پیچیده است. یک افسر نیروی دریایی در مورد هرج و مرج و بهم ریختگی در عملیات­ های جنگ جهانی اول می­ نویسد: "تجربه نشان می دهد که برای ۵ اسکادران، بمباران یک هدف مشترک و ویژه بسیار آسان است ولی فقط یکی از آن ۵ اسکادران که موفق به هدف گیری دقیق می­ شود حال آنکه بقیه ۴ اسکادران که ایمان به هدف­گیری دقیق و درست دارند، ۴ روستایی را که به هدف اصلی شباهت دارند اما ربطی به هدف ندارند به صورت مداوم بمباران می­ کنند چون میل به تهاجم و حمله وجود دارد". این قبیل عبرت­ ها از حافظه سازمانی نیروی هوایی انگلیس ناپدید شده ­اند. نتیجه بی­ میلی به عبرت گرفتن از گذشته این بود که انگلیس با این عقیده "که بمب افکن­ها در طول جنگ بدون هیچ مشکلی بقا داشته و به مأموریت ادامه می­ دهند و مسئله هدف گیری و اصابت به هدف ، اگر هم مشکل فرض شود مشکلی قابل حل است " وارد نبرد شد. چنین اعتقادی که گذشته ربطی به حال ندارد منتج به عدم تمایل در عبرت­ گیری به اتفاقات حال و جاری گردید. هشدارهای زیادی در زمینه تمرینات نیروی هوایی انگلیس موید ضعف و دشواری در هدف­ گیری و احراز هویت هدف گرفته شده در شب یا هوای بارانی بود، به عوض اعتماد به نفس موجود در این زمینه که بمب افکن­ های انگلیسی همیشه موفق هستند باعث شد که باور رده­ های ارشد نظامی انگلستان این باشد که بکارگیری جنگنده ­های اسکورت برد بلند از لحاظ تکنولوژی غیر محتمل است. آن­ها در جنگ جهانی دوم این بحث را با وجود کمبود پشتیبانی علمی و یا فناوری هدایت و ناوبری هواپیما ارائه دادند. این روند فکری انگلیس ­ها "در جهش ذهنی به سوی آینده بدون توجه و اشاره به گذشته" باعث شد تا آنان احتمالات فناوری را به دلیل قرار نگرفتن در عقیده از پیش شکل گرفته ­شان نسبت به آینده محدود و محدودتر سازد. کار کارکنان نیروی هوایی امریکا خیلی بهتر از نیروی هوایی انگلیس نبود. حداقل بیلی میشل billy Mitchell با وجود مطرح نشدن نظریاتش متوجه این امر شده بود: برتری هوایی قبل از اینکه نیروی هوایی به طور کامل به کار گرفته موردنیاز است. با این حال تا اوائل دهه ۱۹۳۰ کارکنان هوایی مدرسه هوایی تاکتیکی aircorps tactical school چنین حقیقتی را از دیدگاه خود طرد کرده بودند و خوش بینانه بر این نظر بودند که گروه ­های بزرگ بمب افکن می توانند بدون تلفات غیرمعقول و بدون هیچ گروه اسکورت به قلب دشمن نفوذ نمایند دشمن را بمباران کنند. گرایش و عدم توجه به گذشته و حال که نوعی بی توجهی عمومی به برگرفتن روشی برای آماده سازی نیروهای نظامی براساس سند و مدرک تاریخی می باشد، هردو ارتش را (آمریکا و انگلیس) در زمان جنگ تحت الشعاع خود قرارداد. به این ترتیب بود که آنها با وجود اسناد و مدارک صریح و گویا درمورد مشکلات خود در پیش فرض ­ها، چارچوب­ های تاکتیکی و عملیاتی نتایج ضعیفی در میدان نبرد به دست آوردند. در آخر حملات، بمباران ترکیبی در جنگ جهانی دوم نقش به سزایی بازی می ­کرد، ما باید در زمانی که بمباران ترکیبی را نوعی دگرگونی در امور نظامی قلمداد می­ کنیم دستاوردهای بمباران ترکیبی را در نظم داشته باشیم. بهای پرداخت شده از لحاظ هواپیما و خدمه پروازی بهایی غیرقابل قبول بود که این قیمت نتیجه پیش فرض­های مخدوشی بود که کارکنان نیروی هوایی در مورد گذشته و حال داشتند. لازم به ذکر است که نکته بحث، در کوچک شمردن تلاش کارکنان نیروی هوایی در زمان بین جنگ نیست. در واقع قرن حاضر مملو از ارگان­های نظامی است که به جای درس­ گیری از گذشته ترجیح دارند تا مدل­های عجیب و غریب خود را در مورد جنگ در شرایطی که با آن مواجه می­ شوند تحمیل کنند. همه ارگان­ها تا حدی برخی از مسائل معینی در مورد جنگ آتی را اشتباه متوجه می شوند. پافشاری روی پیش فرض­ها علی­رغم وجود تمام اسناد و مدارک علمی، همواره عزم بسیاری از سازمان­ های نظامی بوده. در یک مثال آشکار می ­توان از ارتش انگلستان را در جنگ جهانی اول و ارتش آمریکا در جنگ ویتنام نام برد. حال چگونه باید با دگرگونی بعدی در موضوعات نظامی خودرا تطبیق دهیم؟ اولا هیچ تحولی بدون شاهراه به گذشت تاریخی، به خصوص گذشته اخیر مشمول جهش به سوی آینده نمی­ شود و ما نباید فکر کنیم که بازگشت از گذشته به آینده نمایانگر پرتاب تیری به تاریکی است. آن دسته از سازمانهای نظامی که به وجود آورنده دگرگونی­ های موفقی بوده ­اند، پیشرفت انقلاب­ ها را به درک واقع­ بینانه از گذشته گره زده­ اند این توجه به درس­ های گذشته عموماً با تجزیه تحلیل بر پایه سند و مدرک از تمرینات و توانایی­ های فعلی هم در زمان صلح و هم در زمان جنگ همراه شده است. البته این مطلب این معنی را ندارد که سازمان­هایی که موفق به استفاده از چنین روشی نبوده ­اند لزوما موفق به تطبیق خود با شرایط دگرگونی جدید نمی­ شوند. ارتش انگلستان در جنگ جهانی اول و حملات بمباران ترکیبی نمایانگر این مطلب می باشد که (بعد از پرداخت بهای سنگین جانی و مالی ) حتی لجبازترین سازمان­ های نظامی نهایتا عبرت می­ گیرند. اما مسلما این مطلب به این معنی نیست که تمام سازمان­ ها چنین راهبردی را اتخاذ کنند ثانیا ما نباید معتقد باشیم که توانایی ­ها و مفاهیم جدید خنثی کننده اساس ماهیت جنگ می­ باشد. نزاع به همراه سردرگمی، ابهام، موقعیت، فرصت وبی اعتمادی همچون گذشته جولانگر میادین نبرد آینده خواهد بود. تاریخ نشان داده و ین مطلب برای کسانی که تاریخ را اشتباه و نادرست درک کرده اند قابل توجه است که علوم مختلف، زیست شناسی تکاملی، فیزیک کوانتوم و اکثر تحقیقات انجام شده در زمینه ریاضیات، تاکید بر درستی فهم کلاس وتیز clause witz از تعامل، عمل و عکس­ العمل و کار کرده ای جهان پیرامون ما دارد که می­ گوید: جنگ هیچ­گاه از بین نمی ­رود بلکه از حقایق زندگی است. کلام آخر، با وجود آنکه تکنولوژی اهمیت بالایی دارد ولی تنها یک وسیله است. اگر ما با تکنولوژی به درک و فهم واضح و روشنی به گذشته و حال متصل شویم شاید بتوانیم توانایی­های فعلی خود را به طرز هوشمندانه ­ای به سمت آینده سوق دهیم و نتیجتاً در دگرگونی­ های بعدی در امور نظامی از پیشروان باشیم. اگر ما بدون هیچ برنامه ­ای به آینده نامشخص جهش کنیم ممکن است متحمل همان عواقبی شویم که کارکنان نیروی هوایی در جنگ جهانی دوم شدند. آمریکا در سال ۱۹۴۲ منابعی نامحدود داشت تقریباً آماده پرداخت هر بهایی و توانایی حمل هر باری را داشت اما ممکن است در آینده آن شرایط دیگر فراهم نشود. مقاله از ویلیام سان موری willamson murray استاد دانشگاه اوهایو Ohaio در چالزالیندبرگ charls A lindbergh و استاد ارزیاب و بازدیدکننده موزه ملی تاریخ هوافضا موسسه اسمیت سونیان smithsonian است.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.