پنجشنبه, 5 اسفند 1395 - الخميس 27 جمادى الأولى 1438 - Thursday 23rd February 2017

بازخواني مطالبات امام خامنه اي از تشكل هاي دانشجويي

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان

آنچه امروز پس از گذشت بيش از 4دهه از جنبش دانشجويي ضروري به نظر مي رسد، ايجاد بستر هاي مناسب براي فعاليت هاي سازنده و پويا ي دانشجويي است كه بايد در چارچوب آرمان هاي انقلاب و انديشه هاي تابناك امام راحل و مقام معظم رهبري (مدظله العالي) شكل بگيرد.

برداشت اول- جنبش هاي دانشجويي ميراث به جا مانده از دهه 30و40دانشگاه در ايران هستند، زماني كه فضاي استبداد و استكبار حاكم بر كشور خود را در دانشگاه ها بيش از هرزمان ديگري نشان داد.جايي كه دانشجويان در فضاي موجود دست به حركت هاي انقلاب گونه در جهت تحقق اهداف خود زدند. فضاي بسته و غير قابل نقد آن زمان آنقدر غير قابل نفوذ بود كه تصور فعاليتهاي دانشجويي از ذهن جوانان دور بود،اما حادثه 16 آذر راهي را براي فعاليت پايه گذاري كرد كه در دوره هاي بعد تبديل به يكي از سنگرهاي مهم مردم در جهت مطالبه گري مردم از نظام شد.

برداشت دوم-آنچه امروز پس از گذشت بيش از 4دهه از جنبش دانشجويي ضروري به نظر مي رسد،ايجاد بستر هاي مناسب براي فعاليت هاي سازنده و پويا ي دانشجويي است كه بايد در چارچوب آرمان هاي انقلاب و انديشه هاي تابناك امام راحل و مقام معظم رهبري (مدظله العالي) شكل بگيرد.

برداشت سوم-مقام معظم رهبري در ديدار با جوانان در سال 1377فرمودند:

در سخنراني هاي ما ،حرف هاي خوبي در گوشه و كنار هست،منتهي غالبا دقت نمي شود و همينطور گم مي شود.

بي شك بزرگترين خيانت در حق آرمان هاي رهبر معظم انقلاب ،همين نگاه سطحي و گذرا به سخنان كارآمد و راهگشا ي معظم له در بخش هاي مختلف است.از آنجا كه در دانشجو . جنبش دانشجويي شور و هيجاني در ساختن آينده هست كه حال اورا تحت تاثير قرار مي دهد تا از گذشته عبور كند و حال را سپري كند تا آينده اي روشن و درخشان بسازد،بي ترديد به دنبال مسير و راه مطمئن وراهنماي امين مي گردد.

در سالگرد 16آذر 32 و شهادت 3شهيد اين جنبش فرصت را مغتنم شمرده و از لابه لاي سخنان امير قافله انقلاب ،حضرت آيه الله العظمي خامنه اي 16،توصيه كاربردي براي دانشجويان و جنبش دانشجويي استخراج نموده كه اميدوارم با خواندن آن نكته هايي ناب استخراج نموده و با تفكر و تدبر در انديشه ي والاي مقام معظم رهبري مدل شايسته اي براي ساختان آينده تبيين نماييم.آينده درخشان و پرافتخار در انتظار ملتي است كه فرزندان غيور آن بريا ساختن كشور خويش با تمام وجود تلاش نموده و فداكاري كنند.

1- شرح صدر سياسي داشته باشيد
... لزوم شرح صدر سياسي در بين دانشجويان. اين ربطي به مسئولين و مديران دانشگاه ها ندارد؛ مربوط به خود تشكلهاي دانشجوئي است. من تأييد ميكنم لزوم شرح صدر سياسي را. هيچ منافاتي وجود ندارد بين پايبندي دقيق و عميق به اصول و رعايت جهتگيري دقيق، در عين حال داشتن شرح صدر و برخورد غير پرخاشگرانه ي با كساني كه با فكر انسان همراه نيستند؛ بالخصوص در زمينه هاي سياسي.

2-با اقشار مختلف جامعه در ارتباط باشيد
وقتي كسي جزو اردوهاي جهادي است، به مناطق محروم سركشي ميكند، واقعيتها را به چشم مي بيند، طبعاً تفكر پيگيري اقتصاد عدالت محور در او اينجور زنده ميشود؛ اين براي همه ي ما درس است. بايد با قشرهاي مختلف جامعه مرتبط شد تا مسائل آنها را لمس كرد؛ اين در تصميم گيري ما، در نگاه ما به مسائل گوناگون كشور اثر ميگذارد.

3- مراقب نگاه هاي سوسياليستي و ماركسيستي باشيد
آنچه كه در دنيا به عنوان نظام سرمايه داري وجود دارد، حقيقت و جوهره اش سرمايه سالاري است. نفس داشتن سرمايه و به كار انداختن سرمايه براي پيشرفت كشور، چيز بدي نيست؛ چيز ممدوحي است؛ به هيچ وجه مذموم نيست. آنچه كه مذموم است، اين است كه سرمايه و سرمايه داري محور همه ي تصميمهاي كلان يك كشور و يك جامعه باشد؛ همه چيز را به سمت خودش بكشد؛ همان بلائي كه بر سر بلوك سرمايه داري و بلوك غرب آمد، كه امروز دارند نتائجش را درو ميكنند. اين حوادثي كه امروز در اروپاست، اين فشارهاي سنگين اقتصادي كه دارد به مردم وارد مي آيد، اينها ناشي از ذات نظام سرمايه سالاري است؛ همان سرمايه داري زالوصفت است، همان سرمايه داري مذموم است. اما اينكه نه، كساني داراي سرمايه باشند، سرمايه را در خدمت رشد جامعه بگذارند - البته سرمايه دار سود هم خواهد برد؛ هم آن كار خوب است، هم آن سود حلال است - هيچ اشكالي ندارد. كار اگر چنانچه با ضابطه ي صحيح انجام بگيرد - كه نگاه عدالت محور اسلام معطوف به اين معناست - هيچ اشكالي ندارد. بنابراين كلمه ي «سرمايه» و كلمه ي «سرمايه دار» به هيچ وجه چيز مذمومي نيست.

سعي كنيم نگاه سوسياليستي و ماركسيستي بر تفكر اقتصادي ما غلبه پيدا نكند. آنها نگاهشان نگاه ديگري است. در نظام سوسياليستي، نفس سرمايه محكوم است؛ در نظام اسلامي به هيچ وجه اينجوري نيست؛ سرمايه محكوم نيست، سوء استفاده ي از سرمايه محكوم است. نميشود هم كسي بگويد آقا سرمايه طبيعتش سوء استفاده است. نخير، اينجوري نيست. ميتوان با مقررات درست، با مديريت صحيح، سرمايه را در جهت درستي هدايت كرد و راه برد. بنابراين آنچه كه ما در سياستهاي اصل 44 مطرح كرديم، به هيچ وجه با اقتصاد عدالت محور منافاتي ندارد؛ بلكه به يك معنا مكمل و متمم آن است.

4- ايده اقتصاد مقاومتي را تبيين كنيد
در زمينه ي مسائل اقتصادي، «اقتصاد تهاجمي» را مطرح كردند؛ عيبي ندارد. بنده فكر اقتصاد تهاجمي را نكردم. اگر واقعاً يك تبيين دانشگاهي و آكادميك نسبت به اقتصاد تهاجمي - به قول ايشان، مكمل اقتصاد مقاومتي - وجود دارد، چه اشكالي دارد؟ آن را هم مطرح كنيم. آنچه كه به نظر ما رسيده، اقتصاد مقاومتي بوده. البته اقتصاد مقاومتي فقط جنبه ي نفي نيست؛ اينجور نيست كه اقتصاد مقاومتي معنايش حصار كشيدن دور خود و فقط انجام يك كارهاي تدافعي باشد؛ نه، اقتصاد مقاومتي يعني آن اقتصادي كه به يك ملت امكان ميدهد و اجازه ميدهد كه حتّي در شرائط فشار هم رشد و شكوفائي خودشان را داشته باشند. اين يك فكر است، يك مطالبه ي عمومي است. شما دانشجو هستيد، استاد هستيد، اقتصاددان هستيد؛ بسيار خوب، با زبان دانشگاهي، همين ايده ي اقتصاد مقاومتي را تبيين كنيد؛ حدودش را مشخص كنيد؛ يعني آن اقتصادي كه در شرائط فشار، در شرائط تحريم، در شرائط دشمني ها و خصومتهاي شديد ميتواند تضمين كننده ي رشد و شكوفائي يك كشور باشد.

5- جريان دانشجويي موضع انتقادي خودش را حفظ كند
.... اصرار دارم بر اين كه جريان دانشجوئي و جنبش دانشجوئي موضع انتقادي خودش را حتماً حفظ كند. به هيچ وجه توصيه ي ما اين نيست كه شما انتقاد نكنيد. خب، چه كار كنيم كه اين انتقاد، تكميل كننده ي پازل دشمن نباشد؟ روي اين مسئله فكر كنيد. نه اينكه بگوئيم تكميل پازل دشمن كه يك امر منفي است، با لزوم انتقاد كه يك امر مثبت است، منافات دارد؛ نه، خب خود شما هم گفتيد؛ من انتقاد كردم، در همه ي دنيا نقل هم شد؛ اما هيچ كس در دنيا ادعا نخواهد كرد كه فلاني عليه نظام اسلامي يا فرض كنيد كه عليه تشكيلات مديريت اجرائي يا تقنيني كشور دارد اقدام ميكند. خب، شما هم همين جور انتقاد كنيد. بنابراين انتقاد كردن ميتواند به شكلي انجام بگيرد كه به هيچ وجه مقصود دشمن را برآورده نكند و به تعبيري كه ما عرض كرديم، پازل دشمن را تكميل نكند.

6- اعلام نظر كارشناسي متفاوت با رهبري، مخالفت با رهبري به حساب نيايد
گفته شد كه بعضي ها نظرات كارشناسي ميدهند، با نظر رهبري مخالف است، ميگويند آقا اين ضد ولايت است. من به شما عرض بكنم؛ هيچ نظر كارشناسي اي كه مخالف با نظر اين حقير باشد، مخالفت با ولايت نيست؛ ديگر از اين واضح تر؟! نظر كارشناسي، نظر كارشناسي است. كار كارشناسي، كار علمي، كار دقيق به هر نتيجه اي كه برسد، آن نتيجه براي كسي كه آن كار علمي را قبول دارد، معتبر است؛ به هيچ وجه مخالفت با ولايت فقيه و نظام هم نيست. البته گاهي اوقات ميشود كه اين حقير خودش در يك زمينه اي كارشناس است؛ بالاخره ما هم در يك بخشهائي يك مختصر كارشناسي اي داريم؛ اين نظر كارشناسي ممكن است در مقابل يك نظر كارشناسي ديگر قرار بگيرد؛ خيلي خوب، دو تا نظر است ديگر؛ كساني كه ميخواهند انتخاب كنند، انتخاب كنند. در زمينه هاي فرهنگي، در زمينه هاي آموزشي - در بخشهاي مخصوصي - بالاخره ما يك مختصري سررشته داريم، يك قدري كار كرديم؛ اين ميشود نظر كارشناسي. به هر حال هيچگاه اعلام نظر كارشناسي و نظر علمي، معارضه و مبارزه و مخالفت و اعلام جدائي از رهبري و ولايت و اين حرفها به حساب نمي آيد و نبايد بيايد.

7- نيروي جواني خود را كشف كنيد
...ما در ديدارهاي دانشجوها معمولاً مطالباتي را مطرح ميكنيم؛ آيا اين پرتوقعي است؟ اين يك سؤال است. اگر انسان مجموعه ي عرايضي را كه من در ديدارهاي دانشجوئي، چه در ماه رمضان ها، چه در دانشگاه هائي كه من در شهرستانها يا در تهران شركت كردم، جمع كند، يك فهرست طولاني از مطالبات اين حقير از مجموعه ي دانشجويان به وجود مي آيد. ممكن است كسي بگويد آقا اينها پرتوقعي است. من عقيده ندارم پرتوقعي است. چرا؟ توجه به نيروي متراكم در دانشگاه، گمان پرتوقعي را نفي ميكند. اگر چنانچه شما از يك جوان ورزشكارِ پرنشاطِ نيرومندي بخواهيد يك بار سنگيني را از يك جائي بردارد، به يك جاي ديگري بگذارد، اين به هيچ وجه توقع زيادي نيست. بله، اگر چنانچه فرتوت باشد، پير باشد، ضعيف باشد، لاغر باشد، نميشود توقع داشت؛ اما وقتي تواناست، خب بكند. دانشگاه يك محيط تراكم نيرو است؛ اين نيروها ناشي از دو عنصر اصلي است: يكي اصل جواني است، كه من عقيده ام اين است خيلي از جوانها خودشان قدر نيروي جواني را نميدانند؛ يعني هنوز كشف نكردند توانائي بي حد و حصري را كه در محيط جوان وجود دارد. جواني يك سرچشمه ي فياضِ تمام نشدني از نيرو است. عنصر دوم، خود مسئله ي علم و دانش و دانشجوئي است. خود دانشجوئي به انسان توان ميدهد. توجه به علم، توجه به دانش، خودش توان افزا و توان آفرين است. البته بر اين دو عنصر اضافه كنيم فضائي را كه انقلاب به وجود آورد؛ و اگر بخواهيم با نگاه حداقلي نگاه كنيم، انقلاب اين فضا را در محيطهاي جوان و محيطهاي دانشجوئي، حداقل تشديد و مضاعف كرد. يعني حالت نشاط، سرزندگي، دوري از دلمردگي، اعتماد به نفس، در محيط دانشجوئي زياد است. بنابراين ما هرچه از دانشجوها توقع داشته باشيم، كارهاي سخت را از آنها بخواهيم، متوجه آنها بكنيم، توقعات ارائه بدهيم، به نظر من پرتوقعي نيست. كارهاي زيادي ميشود انجام داد. ما يك جريان سيّال و نيروي تمام نشدني اي داريم كه اگر چنانچه اين نيرو آزاد شود و هدايت شود، ميتواند كشور را به طور كامل آباد كند.

8- آرمانگرايي را در دانشگاه زنده نگه داريد
خب، يكي از چيزهائي كه ما از دانشجوها توقع داشتيم و اين به طور طبيعي در دانشگاه و در محيط جوان وجود دارد و بنده هم اصرار داشتم كه اين حالت در دانشگاه زنده بماند، مسئله ي آرمان گرائي است..... مسئله ي واقع گرائي در جاي خودش محفوظ است، ....ليكن آرمان گرائي، هم در سياست، هم در همه ي صحنه هاي ديگر - مثل آرمان گرائي در علم - بايد مورد توجه باشد. آرمان گرائي در علم، يعني در زمينه ي مسائل علمي بايد دنبال قله بود؛ كه اين، توجه شما را به درس خواندن و خوب درس خواندن بايد نتيجه بدهد. من به شما عرض بكنم؛ امروز درس خواندن، علم آموزي، پژوهش و جديت در كار اصلي دانشجوئي، يك جهاد است.

9- محيط دانشگاه بايد پاكيزه و معنوي باشد
محيط دانشگاه به دليل اينكه محيط جوان است، بايد محيط پاكيزه اي باشد. بعضي خيال ميكنند دانشگاه يعني محيطي كه در آن، تقيد به دين و پايبندي به دين و اخلاق و اينها خيلي لزومي ندارد و مطلوب نيست. اين ناشي از بناي غلطي است كه در دوران طاغوت، در آغاز پيدايش دانشگاه، پايه ريزي شد. آن روز كساني دانشگاه را به وجود آوردند كه به اصل دين و معنويت و اخلاق اعتقاد نداشتند؛ شيفته ي غرب و فريفته ي اخلاقيات غرب بودند. البته آن شيفتگي و فريفتگي، شكل عمومي اش بود؛ يك عده اي شان هم مزدور و مأمور غرب بودند. بنا بود اينها در داخل كشور طراحي و برنامه ريزي كنند كه تسلطي را كه به شكلي در دوران قاجار داشتند، در دوران پهلوي همان تسلط را و بيشترش را به شكل ديگر و آرامتري داشته باشند؛ تربيت يك نسل روشنفكر و درس خوانده و تحصيلكرده اي كه غربي بينديشد؛ ايراني است، اما فرانسوي و انگليسي و آمريكائي فكر ميكند؛ آرزوهايش آرزوهاي يك فرد آمريكائي است؛ اقدام و عملش هم اقدام و عمل يك فرد آمريكائي يا انگليسي است؛ اگرچه مليتش ايراني است و ساكن ايران هم هست. آنها تربيت يك چنين نسلي را دنبال ميكردند.

10- پرخاشگري ممنوع
آرمان گرائي را با پرخاشگري اشتباه نكنيم؛ تصور نكنيم كه هر كس آرمان گراتر است، پرخاشگرتر و دعواكن تر است؛ نه. ميتوان بشدت پابند به آرمانها و پابند به اصول و به ارزشها بود، درعين حال پرخاشگر هم نبود. در آيه ي شريفه ميفرمايد: «اشدّاء علي الكفّار».(سوره فتح /29) «اشداء» جمع «شديد» است. شديد يعني سخت، سخت يعني نفوذناپذير. هر جسمي كه سخت تر باشد، وقتي با جسم ديگري اصطكاك پيدا كرد، در آن جسم ديگر اثر ميگذارد، اما از آن جسم اثر نميپذيرد. همه مان اينجوري باشيم؛ اشداء باشيم. اما شديد بودن، اثرگذار بودن، لزوماً به معناي دعواگر بودن و پرخاشگر بودن نيست. گاهي اوقات انسان احساساتش غلبه ميكند و ميخواهد يك كاري را انجام بدهد. اين دوره ي احساسات شما، دوره ي جواني است؛ ما هم پنجاه شصت سال قبل از اين، همين دوره ها را گذرانديم. يك مدتي جوان بوديم، جوان پراحساساتي هم بوديم؛ ميدانيم اين دوره چه جوري است. ببينيد، يك جاهائي احساساتي وجود دارد كه اين احساسات بايد كنترل شود.

11- در مسائل اجتماعي موضع گيري كنيد
من خوشبختانه مي بينم در اين دو سه سال اخير موضعگيري در مسائل گوناگون، در محيطهاي دانشجوئي و جوانهاي دانشجو، خيلي بارز است؛ خب، اين خوب است؛ اين را من تقدير ميكنم و تشكر ميكنم؛ منتها يك وقت مثلاً فرض كنيد قضيه ي غزه پيش مي آيد، يك مشت جوان دانشجو ميگويند اين فلان فلان شده ها، اين صهيونيستهاي خبيث سر بچه هاي غزه دارند بمب ميريزند، فلان ميكنند؛ برويم پدرشان را دربياوريم؛ راه مي افتند، ميروند فرودگاه! خب، اين احساسات، احساسات مقدس و پاكي است. امثال من كه يك كنار نشستيم و داريم نگاه ميكنيم، آدم ميخواهد جانش را فداي يك چنين احساساتي بكند؛ اين واقعاً ارزش دارد. اينكه امام فرمودند من دست و بازوي بسيجي ها را ميبوسم، جايش همين جاست. آدم وقتي مي بيند كه يك جواني اينجا توي خانه، در گرماي تابستان كولر و يخچال دارد، در سرماي زمستان وسيله ي گرمائي دارد، دانشگاه ميرود، درس ميخواهد، موفقيت دارد، بعد يكهو مسئله ي غزه ميخواهد او را به حالت انفجار برساند، ميگويد ميخواهم بروم آنجا؛ خب، اين احساس، احساس باارزشي است؛ اما رفتن، غلط است. احساس، خوب است؛ اما اين احساس نبايد موجب شود كه ما حالا راه بيفتيم برويم غزه. رفتن به غزه، آن وقت نه ممكن بود، نه جايز بود؛ اگر ممكن هم بود، جايز نبود.

حضور فيزيكي و فكري در مسائل عمومي كشور از سوي مجموعه ي دانشجوئي حتماً لازم است. هم حضور فكري لازم است؛ با همين رسانه هاي دانشجوئي، با اجتماعات دانشجوئي، با اظهاراتي كه اينجا و امثال اينجا ممكن است بكنيد، با ارائه ي نظراتتان به دستگاه هاي ذي ربط و وزارتهاي مربوط - اگر اهل اقتصاديد، به دستگاه هاي اقتصادي؛ اگر اهل مسائل فرهنگي هستيد، به دستگاه هاي فرهنگي نامه بنويسيد، پيشنهاد بدهيد، نظر بدهيد، اعلام موضع كنيد - هم حضور فيزيكي لازم است؛ گاهي بايد در يك اجتماعي شركت كنيد. من به هيچ وجه نفي نميكنم و رد نميكنم، بلكه تأييد ميكنم برخي از اجتماعات دانشجوئي را كه درباره ي مسائل گوناگون - فرض كنيم مسئله ي بحرين يا چيزهاي ديگر - به وجود مي آيد. البته با تندروي در اين اجتماعات مخالفم؛ با عمل نسنجيده ي در اين اجتماعات مخالفم؛ با تصميم گيري هاي غلط كه ممكن است از طرف يك چند نفر انجام بگيرد، بعد در آن بحبوحه ي احساسات، ناگهان مورد حمايت جمع هم واقع شود، بنده موافق نيستم.

حالا راهش چيست؟ چگونه ميشود عمل كرد؟ من گمان ميكنم اگر مجموعه هاي دانشجوئي، كانون يا كانونهاي تصميم و اقدام داشته باشند براي اينكه در مسائل گوناگون فكر كنند و تصميم بگيرند، اقدامهاي آنها سنجيده تر خواهد بود. مثلاً فرض كنيد در فلان قضيه اي كه چند تا مثالش را الان زدم، دانشجوها چه كار كنند، خوب است؟ اين را بنشينند يك گروه نخبه اي، زبده اي، مسئولي فكر كنند، بعد به صورت متحدالمآل در بين مجموعه ي دانشجوئي واضح و مشخص بشود كه اگر كسي تخطي و زياده روي كرد از آنچه كه قرار شده، مربوط به تصميم دانشجوها و جريان دانشجوئي نيست.

12- مراقب رقابت بر سر پست و مقام باشيد
رقابت بر سر پست و مقام. خب، در يك دوره اي دانشجوهاي تشكلهاي اسلامي و ارزشي منزوي بودند؛ مسئله ي پست و مقام و احياناً چرب و شيرين و اينها مطرح نبود، اما حالا گوشه و كنار ممكن است مطرح باشد؛ لذا مراقب باشيد. يكي از لغزشگاه هاي بزرگ ما انسانها و افراد بشر، همين رقابتهاي بر سر پست و مقام و آبرو و اينهاست، كه آدمهاي گردن كلفت را گاهي به زمين ميكوبد. البته من عقيده ام اين است كه شما جوانها همچنان كه در نيروي جسماني بر ما پيرمردها فائق هستيد، در نيروي اراده و توانائيِ تسلط بر نفس هم بهتر از مائيد. جوان اگر چنانچه همت كند، انگيزه داشته باشد و بخواهد عمل كند، در زمينه هاي معنوي و روحي و مبارزه ي با نفس هم از آدمهاي مسن و پابه سن گذاشته و پيرمردي از قبيل ماها قوي تر است و توانائي اش بيشتر است. پس ميتوانيد.

13- سقف معرفت خود را سايتها و روزنامه ها قرار ندهيد
عزيزان من! سقف معرفت خودتان را، سايتهاي سياسي و اوراق روزنامه ها و پرسه زدن در سايتهاي گوناگون قرار ندهيد؛ سقف معرفت شما اينها نيست. البته من امروز از اين حرفهائي كه زدند، حقيقتاً لذت بردم؛ حرفهاي خوب، حرفهاي پخته، تعبيراتِ جاافتاده، جمله بندي هاي درست؛ اين خوشحال كننده است. من ميخواهم بگويم هرچه ميتوانيد، اولاً در اين بخش كار كنيد. سطح معرفت را بالا ببريد.

14- با قرآن و نوشتجات شهيد مطهري و ديگر فضلا، معرفت دينيتان را بالا ببريد.
با قرآن، با نوشتجات مرحوم شهيد مطهري، با نوشتجات فضلاي بزرگي كه خوشبختانه امروز در حوزه هاي علميه حضور دارند، آشنا شويد. امروز فضلاي جواني در حوزه هاي علميه هستند كه ميتوانند در اين قسمت به مجموعه ي جوانهاي دانشگاهي ياري بدهند؛ كمااينكه كارهاي خوبي هم دارد انجام ميگيرد. سطح معرفت ديني بالا برود؛ اين يكي از كارهاست كه حتماً لازم است. به نظر من آن كاري كه مهم است انجام بگيرد، مطالعات اسلامي است.

15- به اوضاع كشور نگاه مستفسرانه داشته باشيد
نظارت و توجه به اوضاع كشور. نگاه مستفسرانه و دنبالِ پيدا كردن واقعيت، همراه با انتقاد. قبلاً هم عرض كردم كه انتقاد هيچ اشكالي ندارد. نگاه منتقدانه هيچ اشكالي ندارد، منتها انتقاد درست؛ بي انصافي نشود. آدم گاهي مي بيند در بعضي از انتقادها، بي انصافي ميشود. حالا شما يك خرده تنديد و جوان هم هستيد و آدم خيلي هم توقع ندارد؛ اما آنهائي كه ريش و سبيلشان سفيد هم شده، گاهي اوقات انسان مي بيند كه بي انصافي ميكنند؛ در بيان كردن و گفتن و حرف زدن نسبت به اين و آن، بي ملاحظگي ميكنند. مراقبت كنيد بي انصافي نشود. بنابراين نقد مستمر، نظارت مستمر و متعادل بر اوضاع كشور، بر مديريتها، جزو كارهاي بسيار لازم است؛ البته بايد با عقلانيت و با مدارا همراه باشد، بدون افراط، بدون پرخاشگري؛ اما نگاه نقادانه. به نظر من اين هم كار لازم ديگري است.

16- اميد را در خود زنده نگه داريد
عزيزان من! اساسي ترين قضيه هم اميد است. من به شما عرض بكنم؛ از جمله ي سخت ترين كارهائي كه عليه من و شما دارد انجام ميگيرد، اين است كه اميد را در ماها بميرانند. سعي كنيد اميد را زنده نگه داريد. هرچه ميتوانيد، شعله ي اميد را در دل خودتان و در دل مخاطبانتان زنده نگه داريد. با اميد است كه ميشود پيش رفت. اميد هم اميد بيجا نيست؛ اميدي است كه واقعيتها كاملاً ما را به درستي آن نويد ميدهد.

تمامي حقوق اين سامانه متعلق به پایگاه اطلاع رسانی سپاه امام حسن مجتبی(ع)استان البرز مي باشد