چهارشنبه, 9 فروردين 1396 - الأربعاء 02 رجب 1438 - Wednesday 29th March 2017

ظرفيت هاي يك منطقه ي بِكر

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان

تبديل شدن به مسير ترانزيت كشورهاي آسياي مركزي به درياي آزاد و مسير انتقال خطوط لوله ي نفت و گاز آسياي مركزي به غرب، ايجاد ساختارهاي امنيتي درون منطقه اي و جلوگيري از نفوذ مداوم قدرت هاي بزرگ در منطقه و همگرايي اقتصادي، از جمله پتانسيل هاي ايران براي نقش آفريني در آسياي مركزي مي باشد.

آسياي مركزي به عنوان يكي از مهم ترين زيرسيستم هاي منطقه اي ايران به علت برخورداري از ويژگي هاي ژئوپليتيك، ژئواكونوميك و ژئواستراتژيك خاص همواره در كانون توجه قدرت هاي بزرگ و كشورهاي همسايه قرار داشته است. در اين ميان ايران به علت همجواري سرزميني، برخورداري از پيوندهاي قومي، مذهبي، زباني، و تاريخي با مردم اين منطقه و همچنين با برخورداري از انگيزه هاي سياسي و اقتصادي از آغاز فروپاشي شوروي به دنبال نقش آفريني در اين منطقه بوده و از اين رهگذر منافع خود را طي دوره هاي قبل، بر اساس 2 رويكرد ايدئولوژيك و فرهنگي، دنبال كرده است.

با اين حال واقعيت هاي موجود نشان مي دهد، آنچه بيش از هر چيز در مقطع كنوني مي تواند منافع ايران را تأمين كند، اتخاذ رويكردي عمل گرايانه در برخورد با مسائل منطقه مي باشد و اتخاذ نگاه و رويكرد عمل گرايانه قبل از هر چيز مستلزم شناسايي واقعيت هاي محيط عملياتي و تعريف منافع مي باشد.

بر همين اساس، به نظر مي رسد اتخاذ يك راهبرد منسجم براي تقويت مناسبات با كشورهاي منطقه در مرحله ي اول مستلزم پاسخگويي به اين پرسش هاست:

ويژگي هاي ژئوپليتيك آسياي مركزي كدام اند؟

اين ويژگي ها چه فرصت هايي را پيش روي ايران قرار خواهد داد؟

در مقاله ي حاضر تلاش مي شود، تا ضمن معرفي محيط ژئوپليتيك آسياي مركزي، مهم ترين علائق و فرصت هاي ايران در اين منطقه تبيين شوند.

تعريف ژئوپليتيك

در يك تعريف كلي ژئوپليتيك علمي است كه به بررسي تأثير عوامل جغرافيايي بر سياست هاي دگرگون شونده ي جهاني مي پردازد.[1]در واقع ژئوپليتيك از تعامل 3 عنصر قدرت، سياست بين الملل و جغرافيا به وجود مي آيد.[2]

در بررسي ژئوپليتيك كشورها و مناطق جهان معمولاً علاوه بر ويژگي هاي طبيعي، مرزهاي سياسي كشورها، جمعيت و تركيب اجتماعي آن، راه هاي ارتباطي، منابع و معادن طبيعي، موضوعاتي چون نقاط راهبردي، قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي و راهبردهاي آن ها نيز مورد مطالعه قرار مي گيرند.

بنا بر آنچه گفته شد، مي توان گفت منظور از علائق ژئوپليتيك ايران در آسياي مركزي مجموعه ي ويژگي هاي خاص جغرافيايي كشورهاي منطقه به طور خاص و كل منطقه ي آسياي مركزي به طور عام است كه به راهبردهاي جمهوري اسلامي ايران براي دستيابي به منافع خود در اين منطقه شكل مي دهد و مناسبات ايران را با اين كشورها تعريف مي كند. به همين دليل نيز قبل از بررسي علائق ژئوپليتيك ايران در آسياي مركزي، ويژگي هاي ژئوپليتيك اين منطقه را بر مي شمريم.

ويژگي هاي ژئوپليتيك آسياي مركزي

به لحاظ موقعيت جغرافيايي، آسياي مركزي در حد فاصل اروپا در غرب، آسيا در شرق، روسيه در شمال و جهان اسلام در جنوب قرار گرفته است. كشورهاي اين منطقه محصور در خشكي هستند و تنها به واسطه ي خاك كشورهاي همجوار به آب هاي آزاد دسترسي دارند. منطقه ي آسياي مركزي دومين ذخاير انرژي دنيا (نفت و گاز) را در بر دارد. علاوه بر اين، تعداد زيادي از معادن فلزهاي كمياب مثل طلا، مس، اورانيوم و فلزات سنگين در اين منطقه واقع شده اند. اين منطقه در محل برخورد و تقاطع فرهنگ هاي شرق و غرب، از جمله فرهنگ تركي و اسلامي و از نظر تاريخي در مسير جاده ي ابريشم، قرار گرفته است.

آسياي مركزي تنها نقطه اي از جهان است كه 4 قدرت هسته اي (يعني روسيه، چين، هند و پاكستان) را به هم متصل مي كند. اين منطقه داراي بازار مصرف 50 ميليون نفري است و وجود گروه هاي قومي و اختلافات ارضي و مرزي متعدد، اين منطقه را به منطقه اي بي ثبات تبديل كرده است.[3]

با اين حال شايد مهم ترين ويژگي ژئوپليتيك آسياي مركزي، پس از فروپاشي شوروي و به ويژه پس از حملات تروريستي 11 سپتامبر، تبديل شدن اين منطقه به عرصه ي رقابت قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي باشد. توضيح آنكه در اين زيرسيستم منطقه اي به جز 5 كشور آسياي مركزي (ازبكستان، تاجيكستان، قرقيزستان، قزاقستان و تركمنستان) 5 قدرت منطقه اي (روسيه، ايران، تركيه، هند و پاكستان) و 3 قدرت فرامنطقه اي (آمريكا، اتحاديه ي اروپا و چين) به رقابت براي تأمين منافع خود مشغول هستند.[4]

در اين ميان، هر يك از كشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي از جمله ايران داراي علائق ژئوپليتيك خاصي در اين منطقه است كه در ادامه به شرح آن ها مي پردازيم.

علائق ژئوپليتيك ايران در آسياي مركزي

جمهوري اسلامي ايران با توجه به موقعيت ژئوپليتيك خود از جمله برخورداري از مرزهاي مشترك طولاني با منطقه ي آسياي مركزي، همجواري با آب هاي آزاد و برخورداري از اشتراكات فرهنگي، قومي و زباني و مذهبي با كشورهاي منطقه علائق ژئوپليتيك خاصي در اين منطقه دارد كه برخي از مهم ترين آن ها عبارت اند از:

الف) تعيين رژيم حقوقي درياي خزر: تعيين رژيم حقوقي درياي خزر، ضمن آنكه سهم ايران و كشورهاي همسايه را از منابع سطح و بستر دريا مشخص مي كند، مي تواند مانعي بر سر نظامي شدن درياي خزر و نفوذ نيروهاي نظامي فرامنطقه اي در اين دريا باشد. در واقع، برخورداري ايران از منابع گسترده ي نفت و گاز در جنوب از يك سو و دشواري برداشت و استخراج نفت از درياي خزر، به علت عمق زياد، كمتر به لحاظ اقتصادي و بيشتر به لحاظ ژئوپليتيك به اين دريا توجه دارد.

ب) تبديل شدن به مسير ترانزيت كشورهاي آسياي مركزي به درياي آزاد: همان طور كه گفته شد، كشورهاي آسياي مركزي در خشكي محصور هستند. در اين ميان، اين كشورها مي توانند با عبور از خاك ايران يا روسيه به طور مستقيم به آب هاي آزاد دست يابند و عبور از مسيرهاي ديگر مستلزم عبور از 2 يا چند كشور است.

در اين ميان، با توجه به تمايل اين كشورها به استقلال هرچه بيشتر از روسيه و همچنين با توجه به يخبندان بودن مسير درياي شمال در اغلب فصول سال، ظاهراً ايران بهترين مسير دسترسي آن ها به درياي آزاد است كه طي 2 دهه ي گذشته انتظار مي رفت كشورهاي آسياي مركزي تهران را به عنوان مسير ترانزيت خود انتخاب كنند. اين تمايل تا حدودي، با توجه به انعقاد موافقتنامه ي 3 جانبه براي تأسيس خط آهن قزاقستان ـ تركمنستان و ايران كه قرار است به شبكه ي راه آهن داخلي ايران وصل شود، برآورده شده است.

ايران به دنبال آن است كه از طريق ايفاي نقش ميانجي گري سياسي در تنش هاي سياسي گسترده در كشورهاي منطقه، به برقراري صلح و ثبات و امنيت در منطقه كمك كند و از اين طريق، مانع از افزايش حضور قدرت هاي فرامنطقه اي به ويژه آمريكا و اتحاديه ي اروپا در اين منطقه شود؛ چرا كه پس از خليج فارس، منطقه ي آسياي مركزي يكي از مهم ترين گلوگاه هاي حياتي ايران است كه از سوي آمريكا مورد تهديد قرار گرفته است.

ج) تبديل شدن به مسير انتقال خط لوله ي نفت و گاز آسياي مركزي به غرب: با توجه به آنچه در رابطه با محصور بودن اين كشورها در خشكي گفته شد و با توجه به نامشخص بودن رژيم حقوقي درياي خزر و تبعات زيست محيطي انتقال خط لوله ي انرژي از بستر اين دريا، كشورهاي منطقه و به طور خاص تركمنستان براي انتقال و فروش انرژي خود به كشورهاي اتحاديه ي اروپا نيازمند عبور از خاك روسيه يا ايران هستند؛ اما به دليل عدم تمايل روسيه به از بين رفتن انحصارگري خود در حوزه ي صادرات گاز به اروپا، امكان انتقال از روسيه عملاً امكان پذير نيست.

در اين ميان، منافع ايران اقتضا مي كند كه ضمن انتقال گاز تركمنستان به تركيه و از آنجا به اتحاديه ي اروپا، بخشي از نيازهاي خود در شمال را از طريق سواپ گاز تركمنستان تأمين كند و در مقابل، گاز فروشي تركمنستان را در جنوب به خريداران تحويل دهد. اين مسئله، ضمن ايجاد درآمدهاي ترانزيتي براي ايران، مانع از ايجاد هزينه هاي اضافي در زمينه ي انتقال گاز به شهرهاي شمالي ايران مي شود.

د) همگرايي اقتصادي: وجود بازارها و زمينه هاي گسترده براي سرمايه گذاري در كشورهاي آسياي مركزي و وجود اقتصادهايي كه حتي در حوزه ي مواد خام و انرژي مي توانند مكمل يكديگر باشند باعث شده است تا از ابتداي استقلال، همگرايي اقتصادي با كشورهاي منطقه در زمره ي علائق ايران در اين منطقه قرار گيرد.

ح) ايجاد ساختارهاي امنيتي درون منطقه اي و جلوگيري از نفوذ مداوم قدرت هاي بزرگ در منطقه: نياز چندجانبه و متقابل امنيتي ايران و كشورهاي منطقه براي مقابله با تهديدات امنيتي از جمله مبارزه با تهديدات زيست محيطي، مواد مخدر، تروريسم و جنايات سازمان يافته ي ديگر، پيشبرد همگرايي اقتصادي در قالب اكو و برقراري روابط و همكاري هاي امنيتي و سياسي از جمله در قالب سازمان شانگهاي در زمره ي علائق ژئوپليتيك ايران در منطقه قرار دارد و از همين رو، مقامات ايران همواره بر ضرورت تأمين امنيت منطقه از سوي كشورهاي منطقه و عدم مداخله ي قدرت هاي خارجي و فرامنطقه اي تأكيد مي كنند و خواهان عضويت دائم در سازمان شانگهاي هستند.

علاوه بر اين، ايران به دنبال آن است كه از طريق ايفاي نقش ميانجي گري سياسي در تنش هاي سياسي گسترده در كشورهاي منطقه، به برقراري صلح و ثبات و امنيت در منطقه كمك كند و از اين طريق، مانع از افزايش حضور قدرت هاي فرامنطقه اي به ويژه آمريكا و اتحاديه ي اروپا در اين منطقه شود؛ چرا كه پس از خليج فارس، منطقه ي آسياي مركزي يكي از مهم ترين گلوگاه هاي حياتي ايران است كه از سوي آمريكا مورد تهديد قرار گرفته است.

در هر حال، ايران براي تأمين علائق و منافع فوق با چالش ها و فرصت هايي روبه روست كه در ادامه به برخي از مهم ترين آن ها مي پردازيم.

چگونگي نقش آفريني ايران در حوزه ي آسياي مركزي بر مبناي علائق ژئوپليتيك

بديهي است آنچه كه به عنوان علائق ژئوپليتيك ايران در منطقه ي آسياي مركزي ذكر شده، مجموعه ي اهداف و آرمان هاي ايران در زيرسيستم منطقه اي خود است كه در شرايط عادي گزينه هاي مختلفي براي تحقق آن ها وجود دارد.

در اين رابطه، مي توان به موارد زير اشاره كرد:

1. تلاش براي احياي مسير غرب به شرق جاده ي ابريشم كه اروپا را به شرق دور مي پيوندد و زمينه ي دستيابي كشورهاي منطقه به اروپا را نيز فراهم مي كند.

2. سرمايه گذاري در بخش هاي مختلف اقتصادي توليدي و زيربنايي كشورهاي منطقه ي آسياي مركزي. اين سرمايه گذاري بايد از بخش صادرات كالاهاي مصرفي به سرمايه گذاري هاي اساسي معطوف شود تا منافع اقتصادي آن بتواند كشورهاي منطقه را به همكاري با ايران ترغيب كند.

3. همكاري در زمينه ي ايجاد زيربناهاي مربوط به توليد انرژي. اين قبيل سرمايه گذاري ها به ويژه در بخش توليد برق و برق آبي، كه كشورهاي منطقه از ظرفيت هاي خوبي براي آن بهره مند هستند، منافع اقتصادي زيادي براي ايران دربردارد؛ چرا كه ايران خود از واردكنندگان برق از اين كشورها مي باشد. ايران، در اين رابطه، مي تواند اقدام به صدور خدمات مهندسي به كشورهاي منطقه نيز بكند.

4. به كارگيري ديپلماسي فعال و هوشمندانه و استفاده از روابط نزديك خود با روسيه براي بهره برداري از رقابت هاي آمريكا ـ روسيه، تركيه ـ روسيه و هند ـ پاكستان در منطقه.

5. همان طور كه اشاره شد، موارد فوق از جمله راهكارهاي ايران براي افزايش نقش آفريني در شرايط عادي است. اين در حالي است كه در شرايط كنوني نقش آفريني ايران در منطقه تحت تأثير تحريم هاي اقتصادي سازمان ملل و تحريم هاي يك جانبه ي اتحاديه ي اروپا و آمريكا دچار چالش شده است. براي مثال، مي توان به لغو موافقت نامه ي همكاري ايران و تركمنستان در زمينه ي احداث بخشي از خط لوله ي قزاقستان، تركمنستان ـ ايران از سوي حكومت تركمنستان در شهريورماه 1391 اشاره كرد.

بنابر توافق، مقرر شده بود كه بخشي از اين خط راه آهن، كه در ايران قرار داشت، توسط پيمانكار ايراني انجام شود؛ اما حكومت تركمنستان، به بهانه ي ناتواني پيمانكار ايراني از ادامه ي كار، اين قرارداد 600 ميليون دلاري خود با ايران را لغو كرد. اين مسئله خود گوياي آن است كه تحريم هاي اقتصادي و فشارهاي سياسي عليه ايران نقش آفريني ايران در اين منطقه را چه به صورت غيرمستقيم، يعني از طريق فشارهاي سياسي رهبران قدرت هاي بزرگ و چه به صورت مستقيم، يعني كاهش نقدينگي و ناتواني پيمانكار ايراني، تحت تأثير قرار داده است. بر اين اساس، اين سؤال مطرح مي شود كه در شرايط كنوني، ايران چگونه مي تواند براي دستيابي به منافع ژئوپليتيك خود در منطقه نقش ايفا كند؟

به نظر مي رسد در شرايط كنوني، ايران بايد بيش از هر زمان ديگر بر ظرفيت هاي اقتصادي موجود در منطقه متمركز شود. وجود كشور بي طرف تركمنستان در مرزهاي شمالي ايران و همچنين مخالفت كشورهاي منطقه از جمله تاجيكستان با تحريم هاي يك جانبه ي اعمال شده عليه ايران، در اين زمينه، مي تواند به تحقق اهداف ايران كمك كند.

در شرايطي كه بنا بر تحريم ها مبادلات تجاري ايران با ديگر كشورها و سرمايه گذاري هاي خارجي در ايران دچار مشكلاتي شده است، دولت مي تواند با ترغيب بخش خصوصي به سرمايه گذاري در كشورهاي منطقه ي آسياي مركزي، كه بنا به نزديكي جغرافيايي از مزيت نسبي در مقايسه با ساير كشورها برخوردار است، مانع از وارد آمدن آسيب جدي به ورشكستگي كامل واحدهاي توليدي و اقتصادي كشور شود.

البته ممكن است در نگاه اول اين اقدام نوعي تشويق به خروج ارز از كشور برداشت شود، اما نگاهي بلندمدت و واقع گرايانه به شرايط اقتصادي كنوني نشان مي دهد كه در شرايط كنوني، برخي واحدهاي اقتصادي در داخل كشور به دليل مشكلات موجود در تأمين مواد اوليه ي مورد نياز و گراني بيش از حد اين مواد دچار مشكل شده اند و ادامه ي اين روند مي تواند باعث ناكارآمدي سرمايه هاي موجود و افزايش نرخ بيكاري در داخل شود. اگرچه به دليل تحريم هاي اعمال شده بر ورود ارز به ايران امكان انتقال سود حاصل از اين فعاليت هاي اقتصادي به ايران وجود ندارد، اما مهم ترين مزيت اين اقدام جلوگيري از وارد شدن آسيب به سرمايه هاي واحدهاي خصوصي داخلي است.

علاوه بر اين، در صورتي كه شرايط و قوانين كشورهاي فوق استخدام نيروي كار خارجي را محدود نكرده باشد، استفاده از نيروي كار ايراني براي واحدهاي فوق مي تواند به كاهش نرخ بيكاري در داخل نيز كمك كند. ضمن اينكه ترغيب بخش خصوصي به سرمايه گذاري در اين كشورها، در بلندمدت و پس از رفع تحريم هاي مزبور، مي تواند به تحقق اهداف ژئوپليتيك ايران در اين كشورها و افزايش همگرايي اقتصادي ايران با اين كشورها كمك كند.

به نظر مي رسد تحقق اين پيشنهاد از جانب كشورهاي آسياي مركزي نيز به دو دليل امكان پذير باشد:

1. تحريم هاي اعمال شده ضد ايران بخش هاي دولتي و نه خصوصي را هدف گرفته اند و بنابراين كشورهاي منطقه براي جذب سرمايه هاي بخش خصوصي از نظر مقررات بين المللي با مشكل مواجه نخواهند شد.

2. با توجه به منافع جلب سرمايه ي خارجي، اين اقدام در راستاي منافع اقتصادي كشورهاي منطقه است.

پي نوشت ها:

[1]پيروز مجتهدزاده؛ ايده هاي ژئوپليتيك، واقعيت هاي ايراني؛ فصل نامه ي مطالعات ملي؛ بهار 1382؛ شماره ي 15؛ ص 62.

]عزت الله عزتي، ژئوپليتيك در قرن بيست ويكم، تهران، سمت، 1389، ص 6.

[3]حبيب الله ابوالحسن شيرازي و محمدرضا مجيدي، سياست و حكومت در آسياي مركزي، تهران، قومس 1382، ص 7.

[4]محمدرضا حافظ نياز، محمود شمس دولت آبادي و محمدحسين افشردي، علائق ژئوپليتيكي ايران در آسياي مركزي و فرصت هاي پيش رو، فصل نامه ي ژئوپليتيك، سال سوم، شماره ي سوم، پاييز 1386، ص 91.

 

طيبه واعظي؛ پژوهشگر پژوهشكده مطالعات راهبردي

تمامي حقوق اين سامانه متعلق به پایگاه اطلاع رسانی سپاه امام حسن مجتبی(ع)استان البرز مي باشد