پنجشنبه, 5 اسفند 1395 - الخميس 27 جمادى الأولى 1438 - Thursday 23rd February 2017

نقاط قوت و فرصت هاي ايران در مسير پيشرفت

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان

در يك نگاه راهبردي به هر سيستم، بعد از تعيين چشم انداز و مشخص نمودن مأموريت سيستم، نوبت به تحليل وضعيت مي رسد كه در اين مرحله مهم ترين داده ها جهت تصميم گيري هاي كلان به دست مي آيد.

با توجه به مرزهاي تعريف شده ي سيستم، به طور كلي، تحليل وضعيت به 2 بخش تحليل وضعيت درون سيستم و تحليل محيط تقسيم مي شود. براي رسيدن به يك تحليل صحيح و واقع بينانه و همچنين گزينش راهبرد مناسب، بايد در داخل هر نظام، نقاط ضعف (1) و قوت(2) و در محيط آن، تهديدها (3) و فرصت ها (4) بررسي گردد.

نظام جمهوري اسلامي، به عنوان يك سيستم، براي رسيدن به چشم انداز تعريف شده ي خويش، چه در مقياس سند 1404 و چه اهداف عالي و بنيادين انقلاب اسلامي و همچنين تشخيص گام هاي مؤثر براي دستيابي به اهداف خويش، نيازمند تحليل دقيق و شناسايي پارامترهاي دروني و محيطي است. البته سطح چشم انداز، تعيين كننده ي عمق تحليل ما از شرايط خواهد بود، خواه چشم انداز در افق 1404 تعريف شود و خواه چشم انداز افق اصلي انقلاب اسلامي باشد.

ايستادگي 34ساله ي نظام جمهوري اسلامي در مقابل تهديدهاي عموماً مستقيم و چندوجهي دشمنان خويش، در كنار ضعف هاي دروني، بيان كنند ه ي وزن بيشتر قوت ها و توانمندي هاي ذاتي اين نظام در برابر 2 پارامتر منفي (تهديد و ضعف) و در محدوده ي فرصت هاي محيطي است. اين معادله اهميت بررسي توانمندي ها و قوت هاي نظام جمهوري اسلامي را لازم مي نمايد و البته به بازنگري، اصلاح و استفاده ي بهره ورتر از آن منتج مي شود.

با توجه به اهميت بررسي قوت هاي ذاتي نظام جمهوري اسلامي، مي توان ادعا كرد كه مهم ترين قوت جمهوري اسلامي در انديشه ي الهي ـ معنوي مطرح شده توسط آن و پيوند مردم با اين انديشه خلاصه مي شود. به بيان ديگر، تا قبل از انقلاب شكوهمند اسلامي، حكومتي در رأس قدرت بود كه اولاً مانند همه ي نظام هاي غرب رويكردي اومانيستي و ضدديني داشت و ثانياً مردم با انديشه ي حاكمان آن قرابتي نداشتند. به طور كلي، انقلاب ما بُعد جديدي از زندگي را بازتعريف نمود و توانست عموم مردم را در عميق ترين لايه هاي وجودي با خود همراه نمايد.

اين انديشه احياكننده ي شكل جديدي از حكومت بود كه با شكستن مباني علمي سياست و قدرت در جهان، حاكميت را از آن خداوند دانست و عالي ترين مرتبه ي انساني را عبوديت تلقي نمود و مأموريت خود را زمينه سازي ظهور آخرين فرستاده ي خداوند براي پيشرفت هر چه بيشتر انسان در ابعاد مختلف دانست.

حال اگر بخواهيم به طور مشخص از توانمندي هايي كه نتيجه ي تحول در نظام حاكميتي ايران بعد از سال 57 است ياد كنيم، بايد به 2 قوت اساسي بپردازيم:

1. مدل توسعه ي انساني دين محور و تحولي

2. ثبات سياسي

در مورد اول بايد گفت انساني كه انديشه ي انقلاب اسلامي معرفي مي كند، به كلي با انسان غرب و شرق متفاوت است و اساساً رد كمونيسم و ليبرال ـ دمكراسي توسط انديشه ي انقلاب اسلامي ريشه در همين تعريف دارد. اين انديشه ي الهي مدعي است كه مكاتب اومانيستي نگاهي كاملاً تك بُعدي به انسان و بالتبع، آينده ي آن دارند و الگوي پيشرفت آنان نيز به همين دليل كاملاً تك بُعدي (ماترياليستي) است.

در همين زمينه، مقام معظم رهبري مي فرمايند:

«پيشرفت در منطق اسلام، متفاوت است با پيشرفت در منطق تمدن مادي غرب. آن ها يك بُعدي مي بينند، آن ها با يك جهت ـ جهت مادي ـ به پيشرفت نگاه مي كنند. » [1]

هدف زندگي در انسان منقلب اسلامي بسيار دروني تر و ريشه اي تر از انسان شرطي شده ي مادي است؛ به اين معني كه رفتار انسان انقلابي از عميق ترين لايه ي وجودي او پشتيباني مي شود، نه صرفاً بر اساس انگيزه ي مادي. اراده، شور و نشاط، خلاقيت، اميد و حتي رفاه مادي با سنجه ي معنوي ارزيابي مي شود و موتور محركه ي پيشرفت انگيزه هاي اعتقادي و نه صرفاً مادي است. پيشرفت ابعاد جديدي پيدا مي كند و رسيدن به مقام عبوديت هدف اين پيشرفت تلقي مي گردد.

اراده، شور و نشاط، خلاقيت، اميد و حتي رفاه مادي با سنجه ي معنوي ارزيابي مي شود و موتور محركه ي پيشرفت انگيزه هاي اعتقادي و نه صرفاً مادي است. پيشرفت ابعاد جديدي پيدا مي كند و رسيدن به مقام عبوديت هدف اين پيشرفت تلقي مي گردد.

به بيان رهبر معظم انقلاب، «پيشرفت در عبوديت و تقرب به خداي متعال؛ يعني جنبه ي معنوي، جنبه ي الهي؛ اين هم جزء پيشرفتي است كه در اسلام هست و در انقلاب ما هدف نهايي ماست.» [2] البته در اين نوع نگاه، دنيا در نسبت با عبوديت تعريف مي شود و نقش مزرعه را براي آخرت به دوش مي كشد. [3] در مقايسه ي اين 2 انسان، به دور از هر گونه ارزش دهي شخصي، كاملاً مشخص است كه انسان انقلاب اسلامي مقاوم تر و مصمم تر از انسان شرطي شده است و اين خود امتيازي است منحصر به فرد كه در عصر حاضر تنها در جمهوري اسلامي يافت مي شود.

در مورد دوم پرواضح است هنگامي كه تكوين يك حكومت با پذيرش عميق عمومي و بلكه همزادپنداري جامعه با حكومت همراه شود، ديگر ايجاد شكاف بين حكومت و آحاد مردم امري دور از ذهن مي نمايد.

در اين بين، ولايت به عنوان رشته ي اتصال عبد و معبود، نقش زيربنايي در جامعه و حكومت پيدا مي كند و تعيين كننده ي حوزه هاي مختلف رفتاري و اجتماعي خواهد بود. انديشه ي مطرح شده توسط انقلاب اسلامي نيز با تكيه بر ولايت و استفاده از ظرفيت فقه جعفري پايه هاي حكومتي خويش را بر اين اصل قرار مي دهد.

نوع رابطه ي مردم با ولايت در انقلاب اسلامي تعيين كننده ترين پارامتر در ثبات سياسي جامعه ي اسلامي ايران است كه مي توان از ابتداي انقلاب، در جنگ تحميلي، تهاجم فرهنگي و جنگ اقتصادي اين رابطه را بررسي كرد. مردم به اصول كلي و اهداف عالي انقلاب اعتقاد دارند؛ اعتقادي كه در مسير پيشرفت عبوديت عمومي جامعه مي گنجد. اين در هم تنيدگي بين امت و امام تنها در نظام ديني شيعيان يافت مي شود و تنها اين نظام از اين ظرفيت بنيادين برخوردار است.

به طور كلي، ثبات و آرامش كليد هر حركت پيش رونده اي است و جمهوري اسلامي در اين زمينه در بالاترين رتبه ها قرار دارد و توجيه عمومي مسائل كلان در اين نظام بسيار راحت تر و سريع تر از نظامات ديگر است. بر پايه ي اين نوع جهان بيني است كه كليدواژه هايي چون جهاد، شهادت، ايثار و يك دستي ديني جامعه معنا پيدا مي كند و به عنوان توانمندي هاي خاص نظام اسلامي جهت حيات و ادامه ي مسير مطرح مي شود.

ثبات و آرامش كليد هر حركت پيش رونده اي است و جمهوري اسلامي در اين زمينه در بالاترين رتبه ها قرار داردبر پايه ي اين نوع جهان بيني است كه كليدواژه هايي چون جهاد، شهادت، ايثار و يك دستي ديني جامعه معنا پيدا مي كند و به عنوان توانمندي هاي خاص نظام اسلامي جهت حيات و ادامه ي مسير مطرح مي شود.

به نظر مي رسد راه استفاده ي هرچه بيشتر از اين ظرفيت هاي تاريخي، كه بيشتر جنبه ي نرم افزار يك سيستم را بازي مي كنند، بازتوزيع مناسب ارزش ها در جامعه و توجه ويژه به جامعه پذيري فرهنگ انقلاب اسلامي در نسل هاي بعدي است.

اگر تمام موضوعات مطرح شده را به عنوان روح نظام تلقي كنيم، بايد براي اين روح كالبدي نيز متصور شويم. آيينه ي تمام نماي اين روح، جسمي به نام اقتصاد است. به بياني ديگر، يكي ديگر از قوت هاي نظام جمهوري اسلامي عبارت است از توان بالقوه جهت رشد سخت افزاري سيستم.

وجود منابع عظيم انرژي، معادن، اقليم هاي گوناگون و به طور كلي منابع خدادادي، جمعيت جوان و وسعت متناسب و همچنين رشد فزاينده ي زير ساخت ها، دانش و فناوري و به تبع آن، برخي عرصه هاي صنعتي، توانمندي هاي بسيار زيادي به اين سيستم در ادامه ي مسير مي دهد.

اقتصاد به عنوان بدنه ي اين نظام داراي هسته اي اساسي است كه همان توليد ملي ناميده مي شود و به عنوان موتور محركه ي اين بدنه عمل مي كند و ضامن پايداري و افزايش توان آن است؛ موضوعي كه اهميت آن را مقام عظماي ولايت اين گونه بيان مي دارند: «اگر به توفيق الهي و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئله ي‏ توليد داخلي را، آن چنان كه شايسته ي آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمده‏اي از تلاش هاي دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمي از جهاد اقتصادي، مسئله ‏ي توليد ملي است.

اگر ملت ايران با همت خود، با عزم خود، با آگاهي و هوشمندي خود، با همراهي و كمك مسئولان، با برنامه‏ريزيِ درست بتواند مشكل توليد داخلي را حل كند و در اين ميدان پيش برود، بدون ترديد بر چالش هايي كه دشمن آن را فراهم كرده است غلبه ي كامل و جدي پيدا خواهد كرد. بنابراين مسئله ي توليد ملي، مسئله ي مهمي است.» [4]

از نظر وجود زيرساخت هاي اقتصادي، زمينه براي بروز يك جهش بزرگ وجود دارد، ولي نبايد از اين نكته غافل شد كه اين فرصت، حالتي بالقوه دارد و براي بالفعل شدن آن تدابير ويژه اي بايد اخذ نمود. البته پيمودن اين مسير، با توجه به محدوديت محيطي، تحمل بسياري مي طلبد كه وجود ظرفيت ولايت پذيري عمومي امكان ادامه ي اين مسير را تنها در نظامي مردمي چون جمهوري اسلامي منحصر مي كند.

در كنار اين قوت ها، با توجه به توانمندي هاي خارج سيستم، فرصت هايي براي نظام اسلامي متصور است كه مي توان از آنان اين گونه نام برد:

1. ظرفيت الگويي نظام جمهوري اسلامي در جهان؛

2. جغرافياي سياسي منحصر به فرد؛

3. ضعف نرم افزاري سيستم حاكم بر جهان؛

در مورد اول با وقوع انقلاب اسلامي اين ظرفيت ايجاد شد؛ به گونه اي كه ما با نگاهي به سير انقلاب هاي قرن بيستم متوجه مي شويم تا قبل از انقلاب اسلامي بيشتر انقلاب ها جنبه ي كمونيستي دارند و بعد از انقلاب 57، حتي يك انقلاب كمونيستي هم در جهان مشاهده نشد. اين يعني ايجاد يك ترديد در افكار انقلابيون و شكست جزم گرايي كمونيسم در اذهان متفكران انقلابي كه اساس اتحاد شرق با غرب را در مواجهه با انديشه ي ديني در قالب 8 سال جنگ تحميلي شكل داد.

ميوه ي اين ظرفيت امروز در بيداري مسلمانان در مقابل غرب به بلوغ قابل توجهي رسيده است و نه به صورت ايده آل، اما در يك روند تكاملي، بلوك اسلام در حال شكل گيري است و اين بزرگ ترين ظرفيت براي استفاده از موج بيداري در جهت اهداف انقلاب اسلامي و كاهش فشار دشمنان اين نظام است. ما در آستانه ي تغيير توازن قوا در مختصات سياسي جهان قرار داريم.

فرصت دوم به نظام اسلامي شرايط ويژه اي بخشيده است. از لحاظ جغرافياي سياسي ما در منطقه اي قرار داريم كه در ادبيات سياسي جهان به قلب جهان (5) مشهور است. تسلط ايران بر شاه راه هاي انرژي جهان هم فرصتي است كه قدرت بازدارندگي خاصي براي ايران ايجاد كرده است و تهاجم به ايران را با خطر تلافي بزرگ روبه رو مي كند و افزايش اين بازدارندگي توسط ايران ظرفيتي براي كاهش احتمال اخلال در نظام اسلامي را براي ما ايجاد مي كند و اين خود فرصتي براي رشد و توسعه ي درون سيستمي است.

آخرين فرصت محيطي، ضعف مكتب سرمايه داري در بُعد اقتصادي و ناكارآمدي اين سيستم و شكست جزميت مفاهيم آزادي و دمكراسي در دولت هاي غربي است كه زمينه ي اضمحلال رقيب و در نتيجه ي كاهش موانع ايجادشده توسط دشمن را فراهم مي كند. بهره برداري حداكثري از اين ضعف در اين برهه و استفاده از بي اعتمادي عميق ايجادشده در اذهان عمومي از فرصت هاي تاريخي نظام اسلامي است.

در پايان به تواني در جمهوري اسلامي مي پردازيم كه تنها در اختيار اين نظام است. شايد كمي شعاري به نظر آيد، ولي حمايت خداوند از اين نظام يك واقعيت تجربه شده است. اگر با ديدي منصفانه به تاريخ بنگريم، شواهد بسياري ديده مي شود كه نشان از امدادهايي خارج از اراده ي انسان دارد. واقعه ي طبس و قضيه ي افشاي كودتاي نوژه از مشهورترين اين شواهد است و اين حمايت در جنگ تحميلي به اوج خود مي رسد و هر تاريخ خواني را به ياد مقاومت مسلمانان مدينه در صدر اسلام مي اندازد. اين ظرفيت، عالي ترين توان نظام اسلامي در مقابل دشمنان محسوب مي شود: «يا أيها الذين آمنوا إن تنصروا الله ينصركم ويثبت أقدامكم» [5]

پي نوشت ها:

1- Weakness

2 Strength

3- Threat

4- Opportunity

5- heartland

منابع

1. بيانات مقام معظم رهبري، 19 مهر 91.

2. همان.

3. الدنيا مزرعه الآخره، عوالي اللآلي، ج 1، ص 367.

4. بيانات مقام معظم رهبري، 1 فروردين 91

5. سوره ي محمد، آيه ي 7.

تمامي حقوق اين سامانه متعلق به پایگاه اطلاع رسانی سپاه امام حسن مجتبی(ع)استان البرز مي باشد