چهارشنبه, 9 فروردين 1396 - الأربعاء 02 رجب 1438 - Wednesday 29th March 2017

چوب شكسته رودخانه‌ي كرج سرمايه ما بود/ دست رنج ما به روسيه مي رود

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
چوب شكسته رودخانه‌ي كرج سرمايه ما بود/ دست رنج ما به روسيه مي رود
اين جوانان مي گويند:ما تصميم گرفتيم فعل توانستن را صرف كنيم ،در اين وانفساي اقتصادي با تمام وجود مشكلات در كشور اگر مي خواهيم توان خود را به رخ جهانيان بكشيم و وابستگي ها را كنار بزنيم بايد به توليد كننده ها اهميت دهيم

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه امام حسن مجتبی(ع) استان البرز:این سرزمین پر است از جوانانی که فکری نو و خلاقانه و همتی بزرگ  برای به ثمر نشاندن آرزوهای خود دارند و در این مسیر از هیچ کم و کاستی واهمه ندارند و فقط به سربلندی خود ، خانواده و کشورشان می اندیشند.

چوب شكسته رودخانه‌ي كرج سرمايه ما بود/ دست رنج ما به روسيه مي رود

مصطفی اخوان و علیرضا فتح آبادی دو جوان موفق و تلاشگر شهرستان فردیس که با دستانی خالی اما همتی بزرگ به کار تولید مشغول هستند.
آن ها در زیر زمین کوچک خانه ی خود با سرمایه کم کاری بزرگ را شروع کرده اند و فعل توانستن را از روی کاغذ به عرصه ی عمل کشانده اند.
این جوانان ابایی از کارندارند و مدرک تحصیلی را برای پشت میز نشینی نخواستند بلکه فکر و ذهن پرورش یافته خود را با همت جوانی به کار بسته اند .
مصطفی اخوان ۳۰ ساله فارغ التحصیل کارشناسی ارشد محیط زیست و علیرضا فتح ابادی ۲۸ ساله فارغ التحصیل کارشناس الکترونیک است .
مصطفی بعد از فراغت از تحصیل چند سالی دنبال کار مناسب تا عسلویه رفته است اما در نهایت به فکر تولید افتاده و برای شروع اقدام به عمل نموده است.
مصطفی می گوید:تصمیم گرفتم تا خودم تولید کننده باشم و با یکی از دوستانم که تجربه ی کارتولیدی داشت شروع به یک کار خلاقانه و نو کنیم.
آن ها از چوب اشیای تزیینی جاشمعی، گلدان، فانوس ، جامدادی و … می سازند.
او می گوید:ما حتی پول اولیه هم برای شروع کار نداشتیم و مبلغ ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قرض گرفتیم تا با یک دستگاه دریل ستونی و فرز کار خود را شروع کنیم .
در زمستان از کنار رودخانه ی کرج از چوب هایی شکسته ای که در رودخانه جمع می شد استفاده می کردیم و چوب ها را تمیز کرده و گلدان می ساختیم و برای فروش به مغازه ها می بردیم.
آن ها ازتجربه اولین فروش خود می گویند:اولین گلدان را که ساختیم باور نمی کردیم کسی بخواهد آن را از ما بخرد اما یکبار که گلفروشی رفتیم از کار خوشش آمد و ما اولین سفارش خود را که ۸۰۰ هزار تومان بود گرفتیم آن روز از شیرین ترین خاطرات زندگیم بود.
آن ها می گویند: اگرچه در آمد ما خیلی بالا نیست و سختی زیادی هم دارد اما از این که حاصل دسترنج خود را در مغازه ها یا در سبد خرید خانواده ها می بینیم خوشحال می شویم .
آن ها از حداقل امکانات حداکثر استفاده را می کنند شاید برای کار نیاز به وسایل حرفه ای داشته باشد اما این جوانان تا حد امکان از وسایل موجود بیشترین استفاده را می کنند حتی میز برش را با وسایل در دسترس خود ساخته اند.
 
سرمایه در گردش از جمله مشکلات این تولید کنند گان جوان است آن ها محصولات خود را به صورت چک به فروش رسانده وتا نقد شدن چک برای تامین نیازهای کارگاه مجبور به قرض کردن پول هستند .
اما خرید چوب از دیگر مشکلات آنان است،خرید این ماده اولیه تقریبا با تفاوت قیمت حدود ۶۰ درصد با خرید از شمال کشور دارد انان می گویند :حتی اگر به شمال هم برویم بارچوب باید به صورت کامیونی خریده شود و ما توان پرداخت چنین هزینه ای را نداریم و مجبور به خرید از اطراف شهر می شویم که قیمت تمام شده برای ما بالا می رود ،اگر مواد اولیه ارزان تهیه شود ماهم محصولات خود را با قیمت پایین تری عرضه می کنیم البته حضور دلالان چوب هم در این میان درتعیین قیمت نقش به سزایی دارد.
علیرضا می گوید :ما تصمیم گرفتیم فعل توانستن را صرف کنیم ،در این وانفسای اقتصادی با تمام وجود مشکلات در کشور اگر می خواهیم توان خود را به رخ جهانیان بکشیم و وابستگی ها را کنار بزنیم باید به تولید کننده ها اهمیت دهیم .
گلدان هایی که علیرضا و مصطفی ساخته اند در نمایشگاه بین المللی گل وگیاه در بوستان گفتگو به نمایش در آمده و یکی از بازدید کنندگان قصد دارد این گلدان ها در نمایشگاه روسیه به نمایش بگذارد.
 
چوب شكسته رودخانه‌ي كرج سرمايه ما بود/ دست رنج ما به روسيه مي رود
هزینه ی سنگین غرفه ها این جوانان را از حضور مستقیم و بی واسطه در نمایشگاه ها بازداشته است .
آن ها گلدان های خودشان را که به قیمت ۲۵۰۰ تومن فروخته اند در مغازه ها به قیمت ۹۰۰۰ تومان دیده اند.
این جوانان می گویند:اگر جایی کوچکی حتی برای تک فروشی داشته باشیم محصولات را با قیمت پایین تر می فروشیم و خودمان هم سود بیشتری می بریم.
اگر جایی  برای دیده شدن تولیداتمان بود مجبور به مخفی شدن نمی شدیم ،ترس از این که بفهمند در یک زیر زمین مسکونی کارگاه تولیدی داریم و به دنبال ان پرداخت مالیات و عوارض سالیانه و هزینه های سنگین صنعتی که قادر به پرداخت آن نیستیم ما را در این زیر زمین مخفی کرده همین موضوع باعث شده تا از محصول من کپی برداری شود و یا به اسم خودشان محصول را در بازار ارائه کنند .
شاید قانون به ما بگوید که باید این کار با اطلاع دستگاههای ذیربط باشد اما حقیقت بازار در کارگاه های تولیدی کوچک چیز خارج از حدود قانونی است .
مصطفی می گوید:مقام معظم رهبری بر حمایت تولید کننده ها تاکید دارد اما پای کار که می روی سنگ است که جلوی پا می اندازند و همین ها باعث دلسردی جوانان می شود و به جای تولید کننده بودن به یک شغل کاذب که منافعی برای کشور ندارد روی می آورند.
وقتی برای گرفتن وام به بانک مراجعه می کنیم جواز یا قولنامه می خواهند وعملا ما را وادار به انجام یک کار غیر قانونی برای تهیه قولنامه می کنند .
از مسئولین هیچ نمی خواهند و می گویند: شکر خدا قوت و توان می خواهیم که خدا نیروی جوانی را در ما قرار داده است ،وقتی یک نفر به خاطر این که همه چیز فقط روی کاغذ نباشد حتی به قیمت ۱۰۰ هزار تومن برای آن کار زمان صرف می کند و تمام انرژی خود را هزینه میکند و از زیر صفر شروع کرده حتی اگر خود را به صفر برساند این رسیدن به صفر برای خود تولید کننده شیرین ودلچسب است .
 
آن ها در پایان از آینده می گویند: آن ها دوست دارند گلخانه ای داشته باشند تا گل های گلدان خود را هم پرورش دهند و علاوه بر این میز و صندلی و مبلمان را در کارگاه خود تولید کنند.
 خبرنگار : شاملو
تمامي حقوق اين سامانه متعلق به پایگاه اطلاع رسانی سپاه امام حسن مجتبی(ع)استان البرز مي باشد